خانه > فرهنگی > چهاربه داران و كامشي ها را ميشنايسم ؟

چهاربه داران و كامشي ها را ميشنايسم ؟

مطلب زیر برگرفته از وبلاگ انجمن فرهنگی آفتاب (آ قا میرافضل تیله بن) در ارتباط با چهار به داري ، چهاربه داران ، كامشي ، تودرواري … با اندکی تصرف و تصحیح لغوی —————————————

– تويه دروار منطقه ای است در شمال غربی شهرستان دامغان  حدود 40 کیلومتری جنوب شرقی منطقه ی دوسرشمار این منطقه که در مسیر یک رودخانه  و شیار دو کوه واقع شده است بطول 20 کیلومتر شامل پنج روستا می باشد . راه دسترسی به این منطقه  از دو مسیر می باشد.  یکی راه آسفالته از طرف شهر دامغان  در مسیر حدود 35کیلومتری جاده سمنان به دامغان و دیگری راه نیمه آسفالت و شوسه خوب از طرف شرق فولاد محله و منطقه ي  دو سرشمار که در بین مردم منطقه به راه بشم یا تنگه بشم مشهور است .

http://chanteh.persiangig.com/aftab/%D9%83%D9%88%D9%87%20%D8%A8%D8%B4%D9%85%2091.jpg

دورنمايي از تنگه بشم /30 مرداد 91

اگر ازاین راه وارد منطقه ی تویه و دروار شویم به ترتیب به روستاهای زير مي رسيم .

1-دشتبو و دهخدا (   اولین روستای زیبای تویه و دروار است که کلا در مسیر رودخانه  ی پر از درختان گردو ،سیب،گلابی، زردآلو،سنجد ،انگور سیاه و سفید و…. است.)
2- تویه بعد از 5 کیلومتر به روستاي زیبا و سر سبز و پر از درختان گوناگون می رسیم که امامزاده میرجبرییل و اصل مطهر  در این روستا واقع است.
3- دروار بعد از طی 6 کیلومتر به روستای باصفای ديگر می رسید

4- صح بعداز 3کیلومتر به روستا خوب  با باغستان های جلوه انگیز صح  خواهیم رسید

5- قوشه بعد از 14 کیلومتر دیگر به آخرین روستا یعنی قوشه  می رسیم  .

این 6 روستا در یک محدوده حدود 20 کیلومتری با باغ های پر از حاصلات و آب های روان و درختان بسیار قوی و پرثمر، قرار گرفته است که هر چه در توصیف و زیبایی   این 5 روستا بگویم، نخواهم توانست حق زیبایی آن را بیان نمایم . این  6 روستا در مجموع به منطقه ی تویه دروار (تودروار) مشهور است . که در مورد هریک از روستاهای دهستان تویه دروار در ویکی پیدیا و تاریخ جغرافیای ایران و فرهنگ لغت فارسی توضیحاتی کافی نوشته شده است .

قوشه اولین روستا از طرف غرب دامغان که در 38 کیلومتری جنوب باختری جاده دامغان و سمنان بخش امیر آباد واقع شده است .جمعیت این روستا براساس سرشماری سال 1385 حدود 135 نفر در 41 خانوار گفته شده است و از سطح دریا حدود 1290 متر ارتفاع دارد ودر 14 کیلومتری روستای صح واقع شد. و آخرین روستا ازطرف شرق منطقه ی دوسرشمار می باشد .  این روستا ی  قوشه  یا قوسه بتدریج به نام  قومش یا قمس تبدیل شده است که درتاریخ هم ذکر زیادی از قومس داریم .  .این نام در فرهنگ لغات دهخدا و معین  معرب کمش ذکر شده است  وصفت نسبی به اهالی این روستا به صورت کمشی می باشد که بعلت ثقیل بودن تلفظ در بین عامه مردم ، به صورت کامشی رواج شده است . بنابراین به کسانی که از قوشه و منطقه ی تویه ودروار به منطقه ی دوسرشمار ویا مازندران مهاجرت داشتند کامشی یعنی اهال “کمش” گفته می شدند، که متاسفانه این نام را عده ا ی امروزه با بار منفی تلقی می کنند که اصلا بهیچ وجه قابل قبول نمی باشد .(توضيحات فوق از يكي از تحصيل كرده هاي منطقه ي تويه و دروار مي باشد )

كربلايي حسين خسروپور آخرين بازمانده از كاروان بزرگ چهاربه داران / خرداد ماه 91

 این چهاربه داران یا کامشی ها آدم های بسیار ساده و خوش مشرب  و بدون تظاهر و ریاکاری هستند  و عده ای اینها را آدم های بسیار ساده و شاید به نوعی دست و پا چلفتی و شبیه به آدم های عامه زود گول خور تصور کنند. ولی اینجانب با حدود 20 نفر از این افراد رابطه داشته و دارم، چنین دریافتم ، در عین سادگی و بی آلایشی آدم های بسیار خردمند و تیز هوش وکاردان و حسابگر می باشند و همچنين  خیلی مهربان و صادق و راست گفتار و درست کردار و صداقت پیشه هستند . نمی خواهم از کلیت آدم های این چنینی، چنین تصوری ایجاد نمایم ، ولی انصافا با توجه به شناخت و رفت و آمد هايکه با آنها داشته و دارم و از دیگران هم جز ذکر خوبی و درستی چیزی در موردشان نشنیده ام ، این چنین عقیده ای بر این جماعت برای من به اثبات رسیده است.  خلاصه کلام اینکه از روستاهای ذکرشده تویه دروار به عبارتی درست تر از استان سمنان ،  افرادی زحمتکش و پر توان و بسیار صادق و با وجدان  برای تامین مخارج زندگی و فروش محصولات باغی خود با حیواناتی چون : اسب ، الاغ ، شتر ، قاطر  و گاهی با  وسایل نقلیه ی امرروزی اقدام به مهاجرت به روستاها و شهرها و حتی به استان های دیگر می کردند، تا بتوانند با عزت تمام از حاصل دست رنج خود، تامین معاش نمایند . این مهاجرت به منطقه ی دوسرشمار بیشتر با حیوانات (چهارپا) بوده  که به دارندگان این نوع حیوانات که به منظور تامین معاش و فروش کالا خود اقدام می نمودند ، چهار به دار یا چهار پا داران  مي گويند   و کسی یا کسانی  که این نوع شغل داشته باشند، چهاربه دار و این شغل را چهاربه داری کردن  می گویند. و این افراد  برای فروش محصولات باغی مانند : سیب ، زردآلو ، گلابی (میوه ) سنجد ، انگور ، ستی ، خربزه ، وانواع بذر سبزیجات ، سفره سنتی  دست بافت و انواع و اقسام پارچه و لوازم دوخت و دوز و غیره  اقدام به مهاجرت از وطن خود به بسیاری از روستاهای منطقه ی چهاردانگه و دودانگه  و شهرهای استان مازندران مثل ساری ، نکا، بهشهر و روستاهای اطراف مثل زینه وند ، زاغمرز ، یکه توت و ….  کرده و گاهی مدت این مسافرت به یک ماه هم طول مي كشيد .

نمونه اي از كالا ها چهاربه داران / سنجد

این افراد در بین مسافرت خود به جاهای ذکر شده  علاوه بر چهاربه داری گاهی مشغول کارگری هم می شدند  و بعضا هم در بسیاری از از جاهای ساکن شده   و اقدام  به دایر کردن دکان ، تعمیرات وسایل خانگی ، قلع کردن ظروف مسی ( مس قلعی چی ) و دروگری، خیاطی ، پالان دوزي  مسافر کشی ، چوپانی ، حمامي (حمامچي)، معدن كاري يا معدنچي و….  می نمودند . و در حال حاضر در شهرهای و روستاهای استان مازندران و حتی سمنان و تهران و مشهد دارای املاک و زمین و فروشگاه های بزرگی هستند . این افراد هیچ وقت  موطن خود را فراموش نکرده و در اولین فرصت بدست آمده به استان سمنان و  تویه دروار می روند و در کنار بستگان خود چند صباحی می مانند.  متاسفانه  حدود ده سالی است که چهاربه داری این افراد در بین روستا مخصوصا منطقه ی دو سر شمار کم شده است . گه گاهی یکی و دو مورد از این افراد در منطقه رفت و آمد دارند.

در خرداد ماه سال  91 به یکی از این چهاربه داران سالخورده به نام کربلایی حسین خسرو پور  ملاقاتی کوتاه انجام داده ام

كربلايي حسين خسروپور / خرداد 91

پس از احوال پرسی گرم و  گرفتن چند قطعه عکس ، از حال و روزشان پرسیدم . از کربلایی حسین پرسیدم چند سال است که به منطقه ی دو سرشمار رفت و آمد داری . در جوابم می گوید: حدود 75 سال سن دارم و حدود 30 و 5 و 6 سال است که چهاربه داری مي كنم  نکته قابل توجه اینکه این افراد در هر روستا و شهر برای خودشان دارای دوست و آشنا بوده و هستند و خیلی از این افراد رابطه نزدیک خویشاوندی با مردمان شهر و روستا ها برقرار کرده اند . سوال دوم من اين بود آيا از اين شغل راضي هستي ؟ در جواب گفت : خدا را شكر ، روزگار مي گذرد، خوب است . سوال سوم من اين بود كه از اسب و باري كه داري كمي سخن بگو . در جواب گفت: در اين مدت سي و خورده اي سال حدود 5 راس اسب عوض كردم با الاغ هم به مسافرت آمدم  . از تودروار تا منطقه فريم هم رفت و آمد كردم .بيشتر بار من ، حاصلات باغي ، پارچه و سفره و غيره مي باشد در عوض هم پول مي گيريم هم جو هم گندم وكشك و مرغ و خروس ومواد لبني ،زغال ، هيمه (هيزم )

نکته ی قابل ذکر دیگراينكه  قدمت این مسافرت و چهاربه داری به  گفته پیران منطقه و شواهد موجود  و ساکن شدن افرادی از شهرهای سمنان و دامغان و تویه دروار به منطقه  ی دو شرشمار و جاهای دیگر بالاتر از 200 سال می باشد.

در اینجا به مهم ترين پیامد ها و دست آوردهای  شغل چهاربه داری بطور مختصر اشاره می شود

1-      ايجاد ارتباط اجتماعي وفرهنگي و  آشنايي دراز مدت : اين سفر چهاربه داري در اولين مرحله رابط اجتماعي و پيود عاطفي قويي را ايجاد كرد كه آلان ما يك نوع رابط و آشنايي بسيار ديرينه  را با آنان در منطقه مشاهده مي كنيم كه حداقل  تاريخ صد ساله دارد. شاهد اين ادعا  را مي تواند در اقامت كردن چهاربه داران در مازندران و منطقه ي دو سر شمار از حدود دويست سال پيش تا به حال است . خيلي از افراد را در حال حاضر سراغ دارم كه از تويه دروار و از  بستگان اين چهاربه داران رابطه خويشاوندي ايجاد نمودند و همچنين بر عكس .  بنابراين هر دو طرف از نظر فرهنگي و آداب و رسوم بر همديگر تاثيري مثبت داشته و از اين رابطه مردم هر دو طرف سودي زيادي بردند . مردم  استان سمنان و دامغان و منطقه تويه دروار داراي گويش خاص و فرهنگ اجتماعي خاص خودشان هستند اين فرهنگ و آداب خاص كم كم با فرهنگ مازندران و آداب و سنن مردم مخلوط شده و تاثيري خوب بر زندگي و آداب اجتماعي دو طرف نهاده است .

2-       رونق كسب و كار و پيشرفت اجتماعي و اقتصادي : ا ز حدود200 سال پيش  اين چهار به داران ، چون خود اهل كار و تلاش و طالب در آمد بودند در هر جايي كه وارد شدند باعث رونق اجتماعي در زمينه هاي كسب و كار و خريد و فروش و توسعه ي بخش كشاورزي ،ايجاد و استخراج سنگ معدني مثل زغال(ذغال ) سنگ و سرب و … شدند.

3- ايجاد مركزي  (دكان،ديكون ) براي فروش كالاها خود : چهاربه داران بنا به گفته ي پيران منطقه كه خودم از آنان  پرسشي نمودم، اولين انسان هايي بودند كه در داير كردن مغازه ( دكان داري ) (ديكون داري ) و فروش كالا در منطقه  اقدام نمودند. مثلا در منطقه ي دو سرشمار اولين دكان داران در روستا ي واوسر قديم ، بالاده و قلعه همين چهاربه داراني از سمنان و دامغان و تويه دروار بودند كه از حدود هفتاد سال پيش تا به حال بسياري از پيران منطقه آنان را ديدند وخاطرا تي از پدران خود در اين زمينه نقل مي كنند . خريد و فروش از آنان را بياد دارند. همين عامل يعني ايجاد مركزي جهت خريد مايحتاج  زندگي خود و فروش كالا و اجناس  خود، بخش اعظمي از مشكلات مردم  را كم مي كرد .واقعا اين چهاربه داران در اين زمينه بيشترين خدمت اجتماعي را  به مردم نمودند و از منطقه خودم مي گويم كه چه بسا  كمك كاري بسيار موثر در آن زمان سخت اجتماعي براي مردم بودند. در آن زمان كه بعضي از مردم منطقه واقعا در تهييه قند و چاي و نفت و نمك مشكل برزگي داشتند اين افراد اين اجناس را از شهر هاي سمنان و دامغان با حيوانات  به منطقه آورده و در اختيار مردم قرار داده وپس از مدت طولاني پولش را دريافت مي كردند.  اگر افرادي داراي گندم و جو و محصولات دامي و لبني بودند، خيلي آسان  با كالا مورد نياز خود  معاوضه كرده و از مشكلات تهيه اجناس  در آن زمان راحت بودند  . خيلي از كالاهاي شفارشي مردم ( دارو ، روغن ،پي ، لباس ، ابزارآلات  و…) توسط همين افراد تهيه و آورده مي شد .

افرادي كه در منطقه دوسرشمار دكان داري نمودند بطور خلاصه و بدون ذكر فاميلي آنان ياد‌اور مي شوم  .

** در واوسر قديم فردي بنام آقا علي شهميرزادي، سيد ابوالقاسم تويه درواري ، حاج عباس و برادرش  و جند نفر ديگر بودند،كه با ايجاد دكان و فروش كالا  بسياري از مشكلات مردم را كم مي كردند.( لازم به ذكر است كه واوسر قديم  حدود 50 سال پيش از نظر تعداد جمعيت بعد از بالاده قرار داشت ) در اين مورد هر يك از افراد حدود سي سال به بالاي منطقه دو سرشمار خاطراتي شيرين از خريد و فروش در اين دكا نها دارند كه واقعا لذت بخش و محو نشدني است .

** در روستا بالاده سيد ابوالقاسم و كربلايي طاوس زن و شوهر بودند ، سيد محمد ، كربلايي حسن ، حاج محمد ، اسدالله ، حاج عباس …….

**درروستا قلعه هم حاج محمد حسين ،هاشم ……

جند نفر ديگري كه در منطقه شهرت داشته اند عبارتند از: محمد جعفر كه داراي ماشين خاور بوده ، اكبر ،آقا حسينعلي ، شيخ عباس و برادرش ، سيد عماد، اصغر ، آقاعلي و برادرش ، كربلايي علي ( جراح و چك وند)وخيلي از مردان زحمت كش كه خدماتي به مردم كرده و از ثمره اين خدمات زندگي شرافتمندانه براي خود ايجاد كردند و نكته جالب اينكه اينجانب  پرسشي كه از بعضي از اين افراد  نمودم  هيچ يك ،از مردم دو سرشمار ناراحت و رنجيده خاطر نبودند و متقابلا هم مردم دو سر شمار هم از اين افراد بسيار راضي و خوشنود هستند و بعضي از مردم منطقه با بچه ها و حتي با نو ه هاي آنان رفت  و آ‌مد دارند . از اين تعداد كه نام برده شد عده اي به رحمت خدا رفتند كه خداوند متعال همه شان را بيامرزد و عده اي هم در حيات هستند كه خدا وند متعال به آنان سلامتي عنايت فرمايد . تمام اين افراد در بين مردم منطقه بعنوان كامشي مشهور هستند و حتي خودشان از اين لفظ كه در موردشان بيان مي شد ، ناراحت نمي شدند و با توجه به توضيحات بالا اين يك لفظ مثبت و گويش منطقه اي است  و حتي لفظ كامشي را براي من يكي از همكاران فرهنگي ام كه داراي مدرك تحصيلي فوق ليسانس مي باشد، بيان كرده است .

  4- رونق در بخش كشاورزي  : اين چهاربه داران كه همانطور ذكر شد اهل كار و تلاش زيادي بودند و همين امر باعث شد تا در بخش كشاورزي كمك كار مردم منطقه شوند .مثلا بسياري از زمين ها ي كشاورزي را نصف كاري كشت مي كردند و يا بسياري از زمينها را بصور نصف كاري يا كر مزدي (تراشيدن مزرعه ي گندم و جو با گرفتن مزد از زراعت خرمن نشده را كر مزدي مي گويند ) مي تراشيدند . و خيلي از زمين هاي كشاورزي موجود  به دست اين افراد آباد شده است .  همين امر باعث اين شده بود  كه اهالي هر منطقه بتوانند زمين هاي بيشتر ي را تحت كشت در آورند و بيشتر به دامداري و كارهاي باغي خود برسند

5-انتقال دانش هاي  فني ، بهداشتي ، باغداري ، كشاورزي ، دامداري و…: از طرف چهاربه داران  دانش وتجربه فوق به اهالي هر منطقه انتقال مي يافت كه در بعضي از مواقع بسيار مفيد و سود مند بوده است . اهالي هر منطقه در زمينه هاي فوق مخصوصا در بخش دامداري و كشاورزي و درمان بسياري از درد استخواني و عضلات، ختنه گري ، شكسته بندي (چك وند ) از تجربه و علم چهاربه داران استفاده مي كردند و حتي در بخش تعليم و تربيت مكتبي كساني از چهاربه داران مسوليت تعليم و تربيت در روستاهاي منطقه را  داشتند ( ابوالقاسم مدير در قلعه) و تعزيه خواني ، همچنين در بخش صنعت و تعميرات وسايل خانگي مثل  سفيد كاري ظروف (مس قلعي چي ، ياد عبدالله زرگر بخير  هنوز صداي سوت ساخته شده ايشان در گوشمان طنين دارد )  تعميرات سمار و چراغ گرد سوز وقلع  كاري و درست كردن وسايل صوتي (راديو ) همچنين در بخش ساختمان و ساختن حمام و كندن چاه و پالان دوزي ، لحاف دوزي  و… اين افراد در انتقال بسيار از دانش ها و تجربه هاي  فوق به مردم منطقه  موثر بودند. بايد عرض كنم كه اين پيامد كاملا دو طرفه بوده و اهالي هر منطقه هم به توسط همين افراد در انتقال فرهنگ و دانش خود به جامعه آنان موثر بودند.

6-افزايش جمعيت  كارگري و توانمند هر جامعه: با توجه به اينكه اين افراد  بعلت شغل و موقعيت كاري خود در منطقه اقامت كرده و داراي زندگي و ساختمان شده بودند  و در حال حاضر همچنانكه در متن بالا اشاره كردم  ،اين افراد بخشي از جمعيت بومي هر منطقه و محل را تشكيل داده و جزء افراد بومي شناخته مي شوند  . الان هم بسياري از مردم منطقه نسل و تبار اين مهاجران را مي شناسند كه از استان سمنان و دامغان و تويه دروار مي باشند . اين بخش  از جمعيت در آن زمان بخش كارگري و افراد مفيد و موثر هر منطقه را زياد مي نمودند ،بطوريكه در هر منطقه و روستا اگر تعداد اين افراد زياد تر بوده وضع اقتصادي و اجتماعي آن منطقه به مراتب بهتر از مناطق ديگر بوده  و هست. مثالي مي آورم كه در بهشهر بيشتر مغازه هاي صنعتي وابزار الات و فروش فرش ورونق باغداري از اقوام دامغان است و حتي بازاري به همين نام در بهشهر ( دامغاني بازار ) داشته   است .يا در شهر نكا شهميرزادي ها بيشتر مشهور هستند و در ساري تويه درواريها و…

نگاه اين جانب در موررد پيامد هاي اين چهاربه داران در موارد ذكر شده بسيار مثبت است.  اما اما و اما !! به نظرم فقط در يك مورد اين افراد  با همكاري اهالي بومي منطقه در تخريب محيط زيست موثر بودند. آنهم نه بخاطر طمع ورزي و ازدياد ثروت ،بلكه از سر نياز و احتياج. وآن اينكه اين چهاربه داران بعد از اينكه  كالاهاي  خود را در منطقه بفروش مي رسانند و در موقع برگشت به سمنان و دامغان اقدام به خريد زغال (ذغال) از سر كوره ها مي كردند و بعضي از اين چهار به داران خود مستقيم در تهيه ِ زغال نقش داشتند . در جنگل هاي منطقه مدت ها اقامت كرده و اقدام به تراشيدن درختان مي كردند، تا از سوختن چوب ها در كوره ها زغال بدست بياورند ( از شش واحد چوب فقط دو واحد ذغال بدست مي آيد ) الآن در جنگل هاي منطقه مثل چهارنو و شاهد‍ آثاري از تراشيدن اين درختان مشهود است كه در زبان مردم منطقه به كوره تاش معروف است . البته بسياري از  اين زمين هاي تراشيده شده ، توسط اهالي منطقه تحت كشت قرار گرفته است .تنها پيامد منفي اين چهاربه داران به منطقه قطع درختان بود.

در اينجا به چندين واژه در مورد مطلب فوق  بدون توضيح اشاره مي كنم و هيچ گونه قصدخداي نكرده در مورد بيان اين كلمات ندارم و اگر نياز به توضيح هم باشد ،بيان خواهم كرد.

چهاربه داري ، كامشي و كرجي ، تودرواري هاي حاصل هاي حاصل ،  هاي س هاي س ، هاي ميوه هاي ميوه ، چپي ، انگور، طاچه‌ ، سربه سر ، دوسر يك سر ، سه سر يك سر ، ( در مورد فروش حاصلات ، مثلا به ازاي سه واحد از محصول روستايي مثل گندم و جو  يك واحد محصول باغي مثل سيب و گلابي و… دريافت مي شد. ) سنجد كلاغي ، خاشك ميوه ، سيو انگور ، زردالو ، سيو ميوه ،  چنگال تيم ، شلم تيم ، كور (به فتح ك و واو ) تيم، كامشي راه، اسب و خر كامشي، اوشنا كامشي ، مم(محمد) جعفر كامشي ،مشد هاشم، عبدالله قلعي چي، مس قلعي چي ، كامشي تاش ( در مورد زمين آباد شده و زراعت تراشيده  بكار مي رود ) كامشي سفره ،كامشي لواش، كامشي نون وخيلي از كلماتي ديگر كه در گويش عاميانه مردم منطقه جاري است .  دوباره از تمام دوستان استدعا دارم كه اطلاعات خودشان را در اين زمينه بيان نمايند.
والسلام ،علي  يارتان

ساداتي تيله بني 17 مرداد ماه 91 برابر با 18 رمضان 1433

آدرس وبلاگ منبع : tilebon2 . blogfa  . com


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .