خانه > تاریخی > عزاداری محرم – بخش دوم

عزاداری محرم – بخش دوم

//
امکان درج نظر وجود ندارد

پیر غلام سید الشهدا و مراسم سنتی “حسین ،حسین ” دروار

اگر بخواهیم وضعیت برگزاری مراسم عزای سید و سالار شهیدان عالم حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) را در تودروار و به خصوص دروار بررسی کنیم ناگزیریم نگاهی به وضعیت اعتقادی مردم بیندازیم .

آنچه محرض است این که مردمان این منطقه از گذشته های بسیار دور شیعی مذهب بوده اند و این مسئله یکی بدلیل نزدیکی به منطقه طبرستان که در سال های ۲۵۰ هجری قمری محلی برای آغاز شدن نهضت علویان و پس از مدتی محل حکومت شیعی علویان گشت است و دیگر دلیل آن چون منطقه کوهستانی و دارای جنگل های وسیعی از درختان گز و اورس و حتی درختان پهن برگ ( مانند آنچه که در شرح زندگی شیخ ابوالحسن خرقانی در گذشته به سال ۴۲۵ قمری می خوانیم) بوده است و همیشه بدلیل صعب العبور بودن و کوهستانی بودن محل مناسبی برای مخفی شدن شیعیان و طرفداران آل علی (ع) بوده است لذا مذهب این مردم نیز باید شیعی بوده باشد . و همین شیعی بودن آن ها خود دلیل دیگری بوده که اسماعیلیان (۴۸۳تا۶۵۴ قمری) این مناطق را محل مناسبی برای استقرار قلعه های حمایتی گردکوه در زمان خواجه رییس مظفر دامغانی (معاصر حسن صباح) دانسته و برای بدست گرفتن حکومت این نواحی مجبور به جنگ و ترور افراد زیادی از جمله محمد علی صحی ، جامع الدین درواری و…که حتما مذهب دیگری (به احتمال زیاد دوازده امامی) داشته اند شده اند.

 

در هر صورت مردمان گذشته و حال این مناطق بدلیل جای دادن علویان در بین خود باید طریقت آنها را نیز قبول داشته باشند و وجود مقبره های زیاد علویان در این نواحی که سابقه چند بار تخریب و ساخته شدن از نو ، مثل امامزاده های صح ، دروار، تویه و دشتبو که بعضی از آنها حتی در زمان های قبل از اسلام مثل امامزاده صح آتشکده بوده است و پس از اسلام بدلیل از دست نرفتن قداست آن در این محل یکی از اولاد ائمه را دفن کردند. نیز دلیلی بر احترام به سادات و نوادگان پیامبر و به گفت دیگر شیعه بودن مردم این منطقه از گذشته دارد.
در هر صورت عزاداری برای سید الشهداء در دروار از قبل از صفویه رواج داشته است ولی سند مطمئنی برای این قضیه وجود ندارد تنها گفته های شفاهی افراد مسن و نیز این نکته که هنوز سهمیه آب دروار از چشمه قلغل را به نوعی حق امام حسین و یارانش می دانند خود گواه این مطلب است . ذکر این نکته لازم است که قبل از میرزا نصرت الله خان امیر اعظم که ۵ روز در یک دوره گردش آب و در دوره دیگر ۶ روز آب منطقه تودروار رابه زور به یحیی آباد برد در هر دوره گردش ۱۲ روزه آب منطقه یک شبانه روز آب برای پر کردن آب انبار قوشه جهت زوار امام رضا (ع) می رفته است. و این مسئله در تقسیم نامه قدیمی نیز ذکر شده و نشان از احترام و ارادت به ۱۴ معصوم (ع) بین اهالی منطقه دارد.

 

عاشورا – ۱۳۹۰ – دروار (تصاویر آرشیوی)

همانطور که در بالا شرح دادیم از میانه های صفویه به بعد بوجود آمدن تکایا و حسینیه ها در ایران رواج گرفت . با توجه به گزارش هایی که از سوی سفرنامه نویسان از شکل عزاداری عصر صفوی در دست است، می توان گفت که تعزیه و شبیه خوانی در عصر صفوی به عنوان شکل مستقلی از عزاداری و سوگواری ایام محرم در کنار دسته های سینه زنی، همانند امروز مطرح نبوده است، بلکه در مراحل مقدماتی و ابتدایی قرار داشته است.
درسفرنامه پیتر و دلاوله در عصر شاه عباس آمده است : «پس از اینکه روز دهم ماه محرم یعنی روز قتل فرا رسید ( این روز امسال مصادف با هشتم ژانویه شد ) از تمام اطراف و محلات اصفهان و به طوری که قبلا به مناسبت روز قتل علی توصیف کردم، دسته های بزرگی به راه می افتد که به همان نحو بیرق و عَلَم با خود حمل می کنند و بر روی اسب های آنان سلاح های مختلف و عمامه های متعدد قرار دارد و به علاوه چندین شتر نیز همراه دسته ها هستند که بر روی آنها جعبه هایی حمل می شود که درون هر یک سه چهار بچه به علامت بچه های اسیر حسین شهید قرار دارند. علاوه بر آن، دسته ها هر یک به حمل تابوت هایی می پردازند که دور تا دور آنها مخمل سیاه رنگی پیچیده شده و در روی آنها یک عمامه که احیاناً به رنگ سبز است و همچنین یک شمشیر جای داده اند.(ترجمه شجاع الدین شفا صفحه۸۳۹)
از این رو اشکال و قالب های سوگواری عاشورا را از گذشته تا قبل از صفویه را به شکل زیر می توان بیان کرد:

۱٫ مرثیه سرایی و سرودن اشعار :

که قدیمی ترین شکل سوگواری امام حسین(علیه السلام) به شمار می رود . این مسئله در دوران صفویه هر چه بیشتر گسترش یافت و شاعران بسیاری در مظلومیت سیدالشهدا (علیه السلام) به مرثیه سرایی پرداختند پترچلکووسکی در این باره می گوید: «مرثیه، نخستین قالب بیان تعزیه بود. در سده چهارم هجری سراینده در قالب سوم شخص از سرگذشت حزن انگیز حسین یاد می کرد و در شعر خود ضمن آنکه همدردی سوگواران را بر می انگیخت، احساسات خویش را بیان می کرد».در همین بستر در قرن پنجم و ششم منقبت خوانی به وجود آمد و مناقب خوانان در مجامع عمومی اشعاری را در فضیلت و منقبت ائمه اطهار(علیهم السلام) و مظلومیت و مراثی امام حسین (علیه السلام) قرائت می کرد. از این نوع عزاداری در منطقه هیچ اطلاعی در دست نیست و شاید بتوان گفت وجود نداشته است. ولی در اشعاری که پدران ما می خواندند همیشه مدح و منقبت جای داشته است اینکه آیا می توان آنرا به عنوان نمونه ای از اقامه عزا و جشن برای ائمه منظور کرد یا نه را به طور دقیق نمی توان ذکر کرد.

۲٫ مقتل خوانی:

از قرن چهارم شکل دیگر از مرثیه سرایی در کنار سرودن اشعار گسترش یافت که عبارت بود از بیان مظلومیت شهیدان کربلا در قالب نثر یا همان مقتل خوانی که تألیف کتاب های فراوان مقتل در این راستا بوده است، با توجه به اینکه این گونه کتاب ها صرفاجنبه تاریخی نداشته و گریاندن هم از انگیزه های تألیف آنها بوده است و شاهد آن آوردن احادیثی است که در ثواب و فضیلت گریه بر امام حسین (علیه السلام ) وارد شده است. از این رو واعظان در روز عاشوار در منابر ذکر مصیبت امام حسین (علیه السلام) را می کرده اند و این مختص شیعه نبوده و عالمان اهل سنت نیز در روز عاشورا مصیبت امام حسین (علیه السلام) را ذکر می کردند که نمونه هایی از آن را در کتاب النقص داریم. این نوع تعزیت را شاید بتوان گفت از زمان تاسیس حوضه علمیه دروار توسط میر علی اصغر الحسینی الدرواری که او را به نام اصغر آقا می شناسیم در سال ۱۱۰۶ به بعد حتما وجود داشته و با شناختی که از ادیبان قبل از این دوران داریم حتما در زمان های قبل از این تاریخ توسط وعاظی که تحصیلات خود را در بیرون از منطقه انجام داده بودند انجام می شده است. و در این زمان به تبع نیاز شدید به سواد داشتن و اطلاع از علوم دینی حوضه علمیه دروار پایه گذاری شد.

۳٫ دسته سینه زنی:

دسته های سینه زنی شکل جدید عزاداری بود که در عصر آل بویه به مراسم سوگواری امام حسین (علیه السلام) افزوده شد معزالدوله در سال ۳۵۲ هـ دستور داد، روز عاشورا تعطیل شود. شیعیان به صورت دسته جمعی با حالت غم و اندوه به سر و روی خویش کاه و خاکستر می پاشیدند و به سر و سینه می زدند و اشعاری در عزای امام حسین (علیه السلام) می خواندند و خیابان های شهرها را می گشتند. همچنین در این روز مردم از تهیه غذا برای خویش خودداری می کردند. از این رو نیکوکاران احسان و اطعام می دادند. تنها آلتی که از آن در این نوع دسته ها نام برده شده طبل است. ابن کثیر در این باره می گوید: «رافضیان در دولت بنی بویه در حدود سال ۴۰۰ هجری درباره عزاداری حسین (علیه السلام) اسراف و زیاده روی می کردند. در بغداد و سایر شهرها در روز عاشورا در بازارها و خیابان ها طبل می زدند و بر سر خویش کاه و خاکستر می پاشیدند و بر خیمه ها [به رسم عزاداری] کرباس آویخته بودند و می گریستند و بسیاری از آنها به جهت همدردی با حسین(علیه السلام) آب نمی نوشیدند. زنان صورت هایشان را باز می کردند و می گریستند و به صورت و سینه خود می زدند و پا برهنه در بازار می رفتند». (البدایه والنهایه جلد ۸ صفحه ۲۰۲).

این حالت عزاداری تاریخ دقیقش در دروار مشخص نیست ولی مطمئنا از قبل از صفویه وجود داشته چرا که هر سنت جدیدی در دروار پس از برپا شدن زمانش پس از اجرای سنت قبلی است و همانگونه که ملاحظه می کنیم پس از مراسم سینه زنی (حسین حسین) روضه خوانی داریم و با توجه به زمان تاسیس حوضه علمیه دروار (۱۱۰۶ هجری قمری که در وقفنامه آن آمده است) می توان این قضیه را توجیح کرد که در زمان قبل از آن سینه زنی وجود داشته و پس از آن با روی کار آمدن وعاظ و شیوخ منبر رفتن از صفویه در دروار سنت شد.

البته لازم به ذکر است که در قبل از این تاریخ حتما منبر رفتن سنت شده بوده و در این زمان بدلیل نیاز مبرم به افراد با سواد و مطلع افراد خیری چون میر علی اصغر آقا به عنوان بانی و بقیه چون سلطان مراد حداد درواری ، فرامرز درواری ، محمد قاسم نجار درواری ، محمد ترشیزی ، حسین الحسینی درواری ، حاج میرشمس و… به عنوان حامی این حوضه پایه گذار میراثی گرانبها برای منطقه و مردم با نام حوضه علمیه شدند (اسناد موقوفه این حوضه).

البته لازم به ذکر است که این دسته های حسینیه در ابتدا تنها در روز عاشورا در آبادی حرکت می کرد و پس از ساخت حسینیه در قرن های بعدی به درون حسینیه آمد و کم کم هر شب درون حسینیه به اقامه عزا پرداخت . این سنت بنابر آنچه ذکر گشت باید مربوط به زمان های خیلی قبل تر از صفویه باشد و دلیل آن هم اینکه از زمان های خیلی قبل حاجی در دروار داشته ایم و این حاجیان جهت تشرف به مسجدالحرام با پای پیاده حتما از عراق و کربلا گذر می کرده اند یعنی کربلایی هم بوده اند یا در برگشت وقتی از بغداد و کربلا گذر می کرده اند حتما مراسم عزاداری را دیده و با خود به منطقه آورده اند.

در هر صورت این دسته سینه زنی قدیمترین نوع اقامه عزا و پیش قراول بقیه مراسم بوده است که با تابعیت از شهرهای بزرگ آن زمان در ابتدا تنها در روز عاشورا و در صفویه در دهه اول محرم و با ساخت حسینیه قدیمی که سنگ سبز رنگ ساخت آن توسط بانی را که بالای سقا خانه نصب بود و نام حاج حسینعلی درزی درواری بر آن حک بود را نامردان و دزدان فرهنگ این مردم دزدیدند و اثری از آن برای آیندگان باقی نگذاشتند.

این مقاله ادامه دارد ….

 


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .