خانه > محرم > عزاداری محرم – بخش اول

عزاداری محرم – بخش اول

//
امکان درج نظر وجود ندارد

سوگواری برای کشته شدگان کربلا در همان اولین روزهای پس از این واقعه انجام شد. در چهلم این شهدا هنگامی که اسیران از شام بسوی مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داه و هنگامی که بدان سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند. و نیز سوگواری در مدینه اولین بار به پیشگامی ام سلمه همسر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) برگزار شد.

بر اساس منابع تاريخى، پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) در زمان خردسالى امام حسين(عليه السلام)، مقدارى از خاك كربلا را كه جبرئيل به آن حضرت داده بود، به جناب ام سلمه سپرد و فرمود: «هرگاه اين خاك آغشته به خون شد، بدان كه حسين(عليه السلام) شهيد شده است».

ام سلمه بعد از خروج امام حسين (عليه السلام) از مدينه، هر روز به آن خاك مى نگريست، تا اينكه در روز عاشورا مشاهده كرد كه آغشته به خون شده است. از اين رو صدايش را به گريه بلند كرد، تا زنان مدينه صداى او را شنيدند اطرافش جمع شدند و با او گريستند (ابن قولویه کامل الزیارات ص 58) .

يعقوبى مى نويسد : «مدينه يكپارچه ضجه و ناله شد».در دوران امام پنجم شیعیان (که خود در کربلا حضور داشت) و امام ششم که مصادف با دوران ضعف بنی امیه بود عزاداری بصورت مراسم سالانه رواج یافت سایر امامان شیعه نیز در برگزاری مراسم سالانه برای کشتگان کربلا اهتمام داشتند. دراین دوران تعداد زیادی از شاعران شیعه نیز اشعاری در مراثی حسین علیه السلام سرودند.

اگر بخواهیم تاریخچه عزاداری برای سالار شهیدان در عراق را بررسی کنیم باید مختصر شرحی بدین گونه بیاوریم:

بنا به گفته «ابن قتيبه» شعار «يالثارات الحسين» را مختار ابن ابو عبید ثقفي مطرح کرد. او نخستين کسي است که به مناسبت روز عاشورا، در منزل خود در شهر کوفه مجلس ياد بود برپا کرد (تا قبل از او هیچ کس از عراق و کوفیان چنین کاری نکرده بود). در مجموع هدف از اين مجالس ، تحريک مردم براي جنگ عليه امويان و خونخواهي حسين (ع) بود. “دينوري” يادآور شده است که اين مجالس براي سوگواري شهادت شهيدان کربلا و در کنار مزار آنان برگزار مي شد. شيعيان از قرن سوم ، در ماه محرم در منزل امامان (ع) به نوحه سرايي مي پرداختند و نوحه گراني که «نائح» خوانده مي شدند و شعر محزون مي خواندند در اين دوران پديد آمدند. رفته رفته نوحه گري به مقتل خواني از روي مقتل الحسين ابن نما و ابن طاووس تبديل شد .

گاه نوحه خواني به درگيري ميان شيعه و سني مي انجاميد. مقتل خواني در عاشورا رفته رفته به صورت عادت مرسوم درآمده بود ، از اين رو مستنصر عباسي به جمال الدين بن جوزي در سال 460 قمری دستور مي دهد در مقام محتسب ، مردم را از مقتل خواني در عاشورا باز دارد. همچنين از همان آغاز، کربلا زيارتگاه و محل تجمع مسلمانان شد، لذا متوکل عباسي دستور داد قبر امام را محو کنند و مردم را تهديد کرد که به زيارت آن حضرت نروند که جان و مالشان در امان نخواهد بود.
گرچه عزاداري حسيني ، با سختگيري امويان و عباسيان عليه شيعيان همراه بود، اما در زمان آل بويه ، موازنه قوا به نفع شيعه دگرگون شد و معزالدوله اولين کسي بود که عزاداري را به صورت مراسم سالانه در بغداد برپا کرد. ابن جوزی در کتاب منتظم و ابن‏اثیر در کتاب الکامل و ابن‏کثیر در کتاب البدایة و النهایة و یافعی در مرآت الجنان و ذهبی و دیگران در ضمن ذکر وقایع سال 352 و سال‏های بعد از آن، کیفیت عزاداری برای امام جسین(ع) را در روز عاشورا نوشته‏اند. از جمله ابن جوزی گفته است: در عاشوراي 353 ه.ق/933م. براي نخستين بار، در بغداد مجالس بي مانندي در عزاي حسيني برپا و بازارها بسته شد و عزاداران در خيابان ها عزاداري کردند و مردم سياه پوشيدند و يقه چاک کردند و به زيارت قبر امام (ع) رفتند. دوران آل بويه در عراق از مهمترين دوران رشد و تحول شعاير و مراسم ديني و بويژه عاشورايي بود. اين مراسم خشم اهل سنت را برانگيخت. آنان اين امور را بدعت و روز عاشورا را عيد خواندند و جشن گرفتند و عامه مردم با اشاره عالمان سني به عزاداران حمله کردند و امويان را ستودند و در وصف يزيد کتاب نوشتند. با به قدرت رسيدن سلجوقيان ، وضع شيعيان بد شد؛ چه آنان عليه شيعه و معتزله و صوفيان و اشاعره اعلان جنگ کردند. شيعه جرات نکرد مراسم عزا برپا کند. تا زمان صفويان وضع به اين منوال و به زيان شيعه بود ، چون صفويه به حکومت رسيدند، اوضاع تغيير کرد. آنان از مراسم عزا به عنوان سلاح سياسي و تبليغاتي استفاده کردند و آن را گسترش دادند. در زمان عثمانيان ، عرصه بر شيعه تنگ آمد و در 11 نيسان 1802، وهابيان به کربلا تاختند و کشتند و سوزاندند و ويران کردند و بردند.

            اما در ایران : گرچه عزاداري براي حسين بن علي(ع) و خاندان و ياران او به شکل هاي مختلفي در طول تاريخ اسلام برگزار مي شد، اما اين مراسم، آن هم در حدّي گسترده به صورت سازمان يافته و با دستور و حمايت حکومت، از زمان آل بويه در بغداد آغاز گرديد. کامل شيبي ميگويد: دسته‏هاي عزاداري در شکل جديد، نخستين بار در سال 352 به وجود آمد . به دستور معزّالدوله، در عاشوراي سال 353 عزاي عمومي اعلام شد و از مردم خواسته شد که با پوشيدن جامه سياه، اندوه خود را نشان دهند.

در عاشوراي سال 352 نيز گريه و ندبه براي امام حسين(ع) و نوحه‏خواني و برپايي ماتم براي آن امام برگزار گرديد.در اين روز با آويختن پلاس (پارچه‏هاي کهنه و سياه)، اعلام عزا ‏نمودند. در روز عاشورا مردم حتي برخي علماي حنفي مثل خواجه علي غزنوي و امام نجم الدين بلعماني حنفي ، سفيانيان را لعن ميکردند، دستار از سر باز کرده نوحه ميخواندند و خاک بر سر مي افشاندند. در سال 398 قمری که روز عاشورا مصادف با عيد مهرگان بود، مراسم عيد را به تأخير انداختند.

مورخين به برپائي اين مراسم در تمام طول سلطه آلبويه اشاره دارند،اما در همان دوره، با گسترش برگزارى مراسم روز عيد غدير و روز عاشورا و حساسيت اهل سنت و وقوع درگيري هاي متعدد، اهالى محله‏ كرخ (قسمت شیعی نشین شهر بغداد)بغداد از برگزارى اين مراسم منع شدند. در سال 393 هم شيعيان از برگزاري مراسم مذهبي خود منع شدند، هم اهل سنت. هر چه حكومت آل‏بويه به پايان عمر خود نزديك مى‏شد و ضعف آن بيش‏تر ميگرديد، نزاع ميان شيعه و سنى نيز افزون‏ تر مى‏شد، لذا سلاطين آل‏بويه مى‏كوشيدند به هر نحو ممكن، برگزارى مراسم عاشورا و عيد غدير را، كه خود بانى آن بودند، ملغى كنند. اما پافشارى شيعيان براى برگزارى مراسم عاشورا ادامه يافت.

در سال 402 قمرى فخرالملك، وزير سلطان بهاءالدوله برگزارى مراسم عاشورا را آزاد اعلام كرد و براى جلوگيرى از وقوع فتنه تدابيرى انديشيد ، ولى بار ديگر خودش در سال 406 قمرى برگزارى مراسم عاشورا را منع کرد ، كه اصرار شيعيان به برگزارى آن ، باعث نزاع آنها با ساكنان محله‏ باب‏ الشعير بغداد شد و تعداد زيادى در اين نزاع كشته شدند. لازم به ذکر است فاصله کربلا تا بغداد102 کیلومتر است.

در مورد سلاطین سلجوقی دو نظر وجود دارد عده ای آنها را از دوستداران ائمه شيعه می دانند و ذکر می کنند که ملكشاه به همراه خواجه نظام در سال 479ق به زيارت كاظمين، نجف و كربلا رفت. محمد بن عبدالله بلخى پس از سخنرانى و وعظ براى عالمان ، مسئولان و طلاب اهل سنت نظاميه بغداد ، روضه مى‏خواند و از مظلوميت‏هاى اهل‏بيت پيامبر ياد مى‏كرد. اين رسم تا اوايل سلطنت طغرل سلجوقى در بغداد و شهرهاى ديگر ايران معمول بوده است. در ابتداى قرن هفتم، چون محمّد خوارزمشاه خواست علاء الملك ترمذى از سادات حسينى خراسان به عنوان خليفه در برابر الناصر عباسي مطرح کند، تا حدود زيادى نفوذ معنوى خلفاى عباسى ـ كه حامى مذهب سنّت بودند ـ رو به كاهش گذاشت و سرانجام در نيمه دوم قرن هفتم در سال 656ق با سقوط بغداد و حاكميت يافتن ايلخانان در ايران و عراق، مذهب اهل سنّت با بحران جدى روبه ‏رو شد. از اين رو فرصت مناسبى براى توسعه تشيع و برگزارى شعائر و مراسم مذهبى آن فراهم گرديد و با روى خوش نشان دادن غازان خان به شيعيان و سرانجام با رسمى شدن مذهب تشيع در مدت كوتاهى در زمان “اولجايتو”، مراسم عزادارى عموميت يافت. و در نظر دیگر عده ای پس از انقراض آل بویه مراسم عزاداری بر امام حسین (ع) بدلیل مخالفت شدید غزنویان وسلجوقیان ممنوع شد و حتی افرادی بیان میدارند که سلاجقه با صوفیان ، رافضیان طرفداران آنها اعلام جنگ کرده بودند.

پس از سلطه‌ مغول ، (جز در مورد سربداران) مراسم عزاداري از حالت اعتراض سياسي خارج شده و به مراسم خاص مذهبي محدود، منحصر شد. نوشته‌اند سلطان محمد خدابنده الجايتو، كه در دوران سلطنتش شيعه شد، خود به ميان دسته‌هاي عزاداري مي‌آمد و سينه ‌مي‌زد.از نوادگان تيمور؛ يكي سلطان حسين‌ميرزا معروف به بايقرا بود كه از ۸۵۷ تا ۹۱۱ هجري قمري، در هرات و خراسان حکومت مي‌کرد. او كه عهدش درخشان‌ترين دوران تيموريان است، از کمال‌الدين حسين بن علي بيهقي سبزواري، از عالمان آن روزگار معروف به کاشفي، خواست داستان كربلا را بنويسد.

           ملاحسين كاشفي كتابي نوشت با عنوان « روضه الشهدا في‌ مقاتل اهل البيت ». «روضه‌الشهدا» کتابي است درباره تاريخ مصيبت‌هاي پيامبران و تفصيل احوال امامان شيعه، به‌ويژه شرح وقايع کربلا ، که به نثر فارسي-عربي نوشته شده است. اين کتاب با حمايت دربار و به‎زودي عموميت يافت و تا مدت‌ها تنها منبع مداحان بود. مردم هرات پايتخت تيموريان، در نيمه دوم قرن نهم با فرا رسيدن ماه محرم به برگزارى مجالس سوگوارى براى امام حسين(ع) اهتمام مى‏ورزيدند و حتى شاهزادگان و امرا نيز به برگزارى مجالس عزا همت مى‏گماشتند.
با روي کار آمدن دولت صفويّه و در آوردن مملکت به صورت کشوري شيعه و مقتدر، سرودن شعر در مدح و رثاي ائمه و شهداي کربلا براي شاعران افتخاري بس بزرگ محسوب مي‎شد. و اين تأثيري فراوان بر آينده‎ آيين سوگواري محرم گذارد، به گونه‎اي که تظاهرات شکوهمند شيعيان در محرم هر سال، در نشر و اشاعه‎ي مذهب تشيّع در فلات قارّه ايران، مساعدت فراواني کرد. در اين زمان استفاده از کتاب « روضة الشهداء» که توسط ملا حسین کاشفی به رشته‎ تحرير درآمده بود قوه‎ محرکه ‎اي شد براي پيدايش مراسم محرم که از بطن آن، سبک تازه‎اي از فعاليّت به نام روضه‎ خواني يا قرائت « روضة الشهداء » به وجود آمد. دو قرن و نيم بعد، اين سبک به منزله‎ رشته‎ اي در آمد که به وسيله‎ آن، اشعار غنائي و متون و نمايش‎هاي تعزيه به هم بافته شدند. در طول دوره صفويه شکل مهم و معروف ديگري از نمايش مذهبي پديد آمد که در ارتباط با واقعه‎ي کربلا و شهادت امام حسين و يارانش بود. غالب اين داستان‎ها از کتاب «روضة الشهداء» گرفته مي‎ شد و از اوايل سده‎ شانزدهم میلادی در ميان شيعيان به گونه‎اي گسترده انتشار يافت.

از اين زمان به بعد تكيه ها و حسينيه ها و موقوفات مربوط به عزادارى امام حسين(عليه السلام)در ايران شكل گرفت. دولت مغولان و گوركانيان هند که از دولت صفويه متأثر بودند،مراسم عزاداري امام حسين(ع) را برپا مي داشتند. گزارشات متعدّدي از اجتماعات مزبور در دوره صفويه که اکثراً توسط فرستادگان سياسي اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سياحان به ثبت رسيده. از عزاداري در دوره افشار و زند گزارش هاي مهمي نقل شده است و همين گزارشات، شروع تعزيه خواني را مربوط به دوره کريم خان مي دانند. در عصر قاجار، خون آلود كردن سر و صورت با تيغ و قمه زدن به فرق سر به مراسم سينه زني اضافه شد. ونیز پیدایش تکایا وحسینیه ها به شکلی وسیع گسترش یافت.

قديمي‌ترين اطلاع موجود از تعزيه مربوط به عهد صفوي است. رواج بيشتر تعزيه اما مربوط به عهد قاجار و پس از حکم معروف مرحوم ميرزاي قمي در خصوص بلامانع بودن اجراي تعزيه از لحاظ شرعي است. با اين حال به نظر نمي‌رسد كه هنري با اين درجه از شكوفايي سابقه كهن نداشته باشد. محققان حدس مي‌زنند آيين تعزيه از مراسم‌ سياوش‌خواني آمده باشد. يك نمونه از اين مراسم در رمان «سووشون» سيمين دانشور توصيف شده كه شباهت بسيار به تعزيه امروزي دارد.

عزاداری وبرپایی مراسم سوگواری سالار شهیدان در عصر قاجار با استقبال گرم مردم مواجه بوده است. از معروفترین آنها برگزاری مجالس تعزیه و روضه خوانی بود. از دوران آل بویه تا صفویه مراسم عزاداری امام حسین به روز عاشورا یا احیانا به دهه اول محرم اختصاص داشت ولی در زمان قاجاریه و بخصوص ناصرالدین شاه تمام ایام وهمه هفته مجالس برپا بوده واز اول محرم تا پایان صفر به مانند عاشورای عهد سایر سلاطین اسبق مراسم عزاداری بر پا بود.

           محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در کتاب “المآثر والآثار “ آورده که : “دهه اول محرم تعطیل بوده و شاه در مراسم تعزیه تکیه دولت شرکت می کرد واز سوی دولت بیشتر از 50 هزار تومان در این مراسم هزینه می شد “. (المآثروالآثار صفحه133-134) گزارش های نظمیه یا همان شهر بانی سابق از محلات تهران در سال های 1303تا 1305 قمری اشاره دارد که مجالس عزا و روضه خوانی برای سرور وسالار شهیدان برگزار می شده است که از این نمونه گزارشات تعداد زیادی را می توان در کتاب گزارش های نظمیه از محلات طهران ( نشر سازمان اسناد ملی,1377, جلد اول ) مشاهده کرد.برای مثال نمونه گزارش دوشنبه اول ذیقعده سال 1303قمری در محله عود لاجان آمده است : “دیروز در خانه حاجی میرزا حسین تاجر مجلس روضه خوانی بوده است. جمعی از تجار وغیره در آنجا حضور داشتند و غروب متفرق گردیدند”. “دیروز در خانه حاجی اسدالله بزاز مجلس روضه خوانی بوده است”.با توجه به متن وتاریخ گزارشات بالا که هنوز دو ماه به محرم مانده است می توان به این نتیجه رسید که اوضاع تهران وشاید بقیه شهرهای ایران که تهران الگویی برای آنها در این دوران است به خوبی بیانگر این وضعیت است که عمده عزاداری ها در قالب روضه خوانی بوده واین مربوط به همه فصل های سال بوده ومختص محرم نمی شده است.
آنچه تا کنون درباره عزاداری و تاریخچه آن گفته شد نشان می دهد که به جز روضه خوانی و برپایی مراسم تعزیه از دیگر گونه های عزاداری مثل سینه زنی و زنجیرزنی خبری نیست در صورتی که پیش از این گفته شد که در زمان آل بویه سینه زنی وجود داشته است.به عنوان مثال می توان سفر نامه نویسانی را نام برد که در سالهای 1305تا 1057 قمری در مکان های مختلف انواع عزاداری ها را توصیف می کنند که در آنها نخل گردانی و نوحه خوانی وجود داشته ولی از سینه زنی خبری نیست ( سفرنامه پیتر دلاواله؛ ترجمه شجاع الدین شفا و….) می توان گفت این رویکرد ادامه پیدا می کند تا آنکه طبق آنچه در کتاب دره التاج آورده در قرن سیزدهم سر وکله سینه زنان وزنجیر زنان پیدا می شود. صاحب کتاب لولو و مرجان در توضیح روضه خوانان نوشته است : “این صنف از مومنین اسمی مخصوص نداشتند تا….ملا حسین کاشفی کتاب روضه الشهداء را تالیف کرد” پس از آن مردم رغبت نمودند در خواندن آن کتاب در مجالس مصیبت وبه جهت فصاحت و مشکل بودن متن آن کتاب هر کس از عهده خواندن آن بر نمی آمد بلکه اشخاص مخصوص بودندکه آنرا درست آموخته ودر مجالس تعزیه می خواندند این دسته کم کم معروف به روضه خوان شدند یعنی خواننده کتاب روضه الشهداء .

این مقاله ادامه دارد …


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .