خانه > محرم > عزاداری محرم – بخش آخر

عزاداری محرم – بخش آخر

مرحوم استاد مهدی ناصحی – تعزیه عصر عاشورا – دروار

سابقه تعزیه در ایران را می توان به سیاوشان قبل از اسلام ” سوگ سیاوش ” و یا سیاوشان ، (نام آیین و نیز اماکنی است که در آن‌ها سوگ سیاوش گرفته می‌شده ‌است) منسوب دانست. شواهد فراوانی وجود دارد که در ایران پس از اسلام عمده مراسم عزاداری، به ویژه سوگ آئین غیر رسمی تحت تاثیر آئین سوگ سیاوش بوده و آثار آن تا امروز باقی است. در این میان هر چه به حوزه آمودریا نزدیک تر شویم ، سوگ آئین‌ها به آئین سوگ سیاوش نزدیک ترند ولو این که سوگمند یا آئین ورز، مثلا تیمور گورکانی باشد.
دورترین اثر مستقیمی که از سیاوشان می توان دید بین عرب‌ های شیعه در عراق است که سوگ امام سوم خویش، بویژه زنان ، سر و سینه را برهنه و موها را افشان می کنند، زاری کنان بر سر و سینه می زنند و تا دیری موی خود را کوتاه نمی کنند . در بین اهل تسنن اساسا چنین رسم هائی وجود ندارد و این نشان می دهد که حتی در بین النهرین آداب بازمانده سوگ ، ایرانی است یا بهتر بگوئیم صرفا از دوره اسلامی ایران اثری دارد.
کهن‌ترین یادگارهای سوگ سیاوش در دوره اسلامی یکی سوگ آئین‌های آسیای مرکزی، مخصوصا در بخارا است و دیگری کارهای عبدالرحمن ابو مسلم خراسانی در استفاده از این آئین در تجهیز ایرانیان علیه حکومت عربی.به این ترتیب یک قیام بزرگ که منجر به حکومت بنی عباس شد، با یک شعار ایرانی (رنگ اسپ سیاه سیاوش) هویت یافت و به نتیجه رسید. از آنجا که این نهضت در خراسان و یکی از مراکز مهمی صورت گرفت که در آن آئین سیاوش کاملا شناخته بود (مرو)، رنگ ایرانی ماجرا و اثر سوگ آئین در شکل گیری و پیروزی آن بی تاثیر نبوده است(سیاوشان دکتر علی حصوری ص88تا90)می دانیم که جامه نیلی کردن که بعدها سیاه پوشی و سیاه جامگی شده است، از آئین سیاوش گرفته شده است .

اما  از اولین تعزیه برگزار شده در  تو دروار اطلاع جامعی در دست نیست و همین قدر می دانیم که باید پس از ساخت حسینیه شکل گرفته باشد و آن هم بعد از رفت و آمد مردم آن زمان و توصیف تعزیه های تهران و دیگر شهر های قدیم ، ملا محمود و ملا نوروز (جد خاندان ناصحی) در این زمینه با کمک گرفتن از دیگر ملاها به خاطر دانستن ردیف های آوازی تعزیه و تمرین و ممارست شروع به اجرای این هنر در دروار کردند .

البته مراسم سیاوشان در تودروار قدیم اجرا می شده است و  با سیاه کردن تن پوش اسبان در هفته آخر سال چهارشنبه سوری را شروع می کردند و کم کم  با سال کهنه  و داع می نمودند . همچنین از جمله مراسمی که در این زمینه به خاطر اشعارش در دروار به جا مانده  می توان به مراسم پس از کشته شدن قاسم آقا (قاسم قلایی) که به خاطر جرم های متعدد با اینکه منسب دار حکومتی در تودروار بود اشعاری برای باقی طرفدارانش می خواندند و در کوچه و بازار از فرزندان انوشیروان (قاتلان قاسم) تقدیر می کردند که این اشعار را پدران ما همگی به یاد دارند.در هر صورت فردهای  تعزیه موجود در نزد حاج علی کربلایی محمود که از پدرانش به او رسیده است سابقه ای بیش از100 سال دارند. و بعضی از آن ها را می توان به عنوان میراث مکتوب تودروار به حساب آورد. در هر صورت اوج نمایش این هنر در دروار در زمان مرحوم ملا علی و کربلایی ملا محمود در همین چند دهه اخیر بوده که با استفاده از قدرت آوازی سایر همکارانشان به هنر نمایی می پرداختند.

 

مرحوم کربلایی محمود ناصحی

همه ما تعزیه های روز عاشورا با هنر مرحوم کربلایی محمود ، حضرت رقیه با هنر مرحوم مشکوت ، و غنبر با هنر مرحوم مهدی ناصحی را به یاد داریم و از تسلط کامل کربلایی محمود به ردیف های آوازی که توانست چنین شاگردانی تربیت کند نباید غافل بود. در هر صورت دروار نیز مانند سایر نقاط ایران از قاجاریه به بعد تغییرات کلی در مراسم عزاداریش ایجاد شد و بدین شکل در آمد.

نخل بندی و نخل گردانی:
مراسم نخل گردانی در شهر های کویری محرم از آداب مشهور عزاداری حسینی است. آئینی بر گرفته از آئین سیاوشان که سابقه ای خیلی بیشتر ازبقیه مراسم در ایران دارد . نخل گردانی یکی از آداب مشهور عزاداری برای امام سوم شیعیان در ایران است که به طور عمده در شهرهای مرکزی ایران، “یزد” “نائین” “کاشان” “فردوس” و شهرها، و شهرک‌ها و بسیاری  روستاهای مناطق کویری گرفته می‌شود.

نخل عبارت است از اطاق کوچکی که مقطع عمودی دو طرف آن شبیه یک سرو است و از چوب و دیواره هایی شبکه دار ساخته می‌شود. برخی از نخل‌ها بسیار بزرگ هستند. نخل را با انواع پارچه، شال، ترمه و لوازم جنگی مثل سپر و شمشیر می‌آرایند و در روزهای عزا مخصوصا ً “عاشورا” آن را طی آدابی بر دوش می‌کشند و همراه عزاداران در شهر می‌گردانند و در پایان مراسم به جای اولش که معمولاً تکیه‌ای است بر می‌گردانند. شواهدی آشکار و پنهان در نخل گردانی وجود دارد که نشان می‌دهد ادامه سیاوشان‌های بسیار کهن است.

در بررسی مراسم سیاوشان بر دیواری از کاخ “پنجکند” (شهری در استان سغد تاجیکستان و در مجاورت استان سمرقند ازبکستان) دیده می‌شود که سوگواران اتاقی چادر مانند را که پیکر سیاوش و سه تن از عزاداران در آن است، بر دوش می‌کشند. اتاق دارای پنجره هائی است که پیکر سیاوش و عزاداران از آنها پیداست.شکل شبکه دار نخل و وجود پنجره‌های کوچک فراوان در آن، یادآور همان اطاق چادر مانند است .
سیاوشان را عشایر ایران هم می گرفتند.اطلاعات اساسی ما درباره “کردها”و” قشقائی ها” است، یک روایت قشقائی گویای پیکره اصلی همان چیزی است که در بین مردم شهرها تعزیه سیاوش نامیده می‌شود و بازمانده ناقص یا تحول یافته ای از سیاوشان کهن است.سیاوشان عشایر فارس تا حدود انقلاب ۱۳۵۷ در جشن‌ها و عیدها، هنگامی که عده زیادی در چادرها به گرد هم می آمدند، اجرا می شد. بر طبق روایت یک زن و شوهر قشقائی در سال ۱۳۵۵ شمسی سیاوشان بیش از آنکه حالت تعزیه داشته باشد، وضع یک نمایش را داشته و در واقع از تعزیه‌های نمایشی بوده است.شرکت کنندگان در تعزیه به دو گروه تقسیم می شوند، پیروان یا طرفداران سیاوش و طرفداران سودابه و افراسیاب.کردها نیز در بسیاری از مناطق از جمله احمد آباد واقع در شمال آتشکده “آذرگشنسب” “شیز” در تکاب چنین مراسماتی داشته اند

تعزیه عصر عاشورا

اسطوره و نگاه به تاریخ از خلال آن، همواره در جوامع بشری منطقی بوده که در میان عامه مردم و درفرهنگ مردمی جریان داشته و اکنون نیز دارد. به گفته میرچیا الیاده ؛ مردم هماره میل دارند که رویدادهای تاریخی را با توجیهی فرا تاریخی دریابند و به این ترتیب این رویدادها و اشخاص تاریخی بدل به اسطوره می شوند. نخل گردانی( تابوت گردانی)، از مناسکی است که در ایام سوگواری شخصیت های دینی و اسطوره ای، درگذشته در اکثر نقاط ایران به اجرا در می آمد . مردم عامه با توجیهات خود درباره برگزاری آن، می توانند رهنمون ریشه یابی این منسک و بسیاری مناسک دیگر باشند.به تعبیر استاد علی بلوکباشی نویسنده کتاب نخل گردانی؛ فلسفه ی پیدایی چنین صورت های مثالی و شبیه ها و تابوت واره ها در رفتارهای آیینی- عبادی مردم هر جامعه را باید در فرهنگ دینی همان جامعه و در نظام اعتقادی مردم آن در گذشته های دور، و در تاریخ اسطوره ای و فرهنگ های درآمیخته با فرهنگ آن مردم جست و جو کرد.

صورت هاي تمثيلي و رمزي رفتارهاي مذهبي و کاربرد اشياي نمادين در مناسک و مراسم مذهبي داراي معاني ويژه اي است که درك آنها و ارزشيابي آنها با معيارهاي بيرون از حوزه تفکرات ديني بيگانه با عقايد مردم تا حدودي دشوار مي نمايد. آيين هاي نخل گرداني و تابوت گرداني در دسته هاي عزادار در ايام سوگواري از اين دست عزاداري هاي سمبوليک است .گرداندن تابوت شهادت و نخل گرداني در دسته هاي عزا به منزله لشکريان رزمنده شهيدان اند که حضور قدرت الهي را در جمع عزاداران و پيروزي سپاه حق بر باطل و حيات جاودانه شهيدان را متجلي مي کند.اين آيين در حالي که به اقتدار و شکوه قدسي شهيدان اشاره دارد ، حديث قدرت خداوند و مقام والاي شهيد را متجلي مي کند. ساختن تابوت هاي تمثيلي شهدا پيشنيه اي بسيار دور دارد . با اجراي اين مراسم ، مردم وقايع قدسي روزگاران گذشته را در زندگي روزانه شان احياء مي کنند . گويي مي خواهند به حضور دوباره آن واقعه درزمان حال تحقق ببخشند .

عزاداری سال های دور روستای دروار

اصلي ترين مراکز برگزاري اين رسم باشکوه و پررمز و راز به طور عمده در شهرها و آبادي هاي اطراف کوير مرکز ايران يعني از جنوب خراسان رضوی وخراسان جنوبی گرفته تا سمنان، دامغان، خمين، نواحي قم، کاشان، ابيانه، خور و بيابانک، زواره، اردستان، نايين و طبس و … به چشم مي خورد. شاخص ترین نخل ها در استان یزد متمرکزند . در این استان، هیچ آبادی ای نیست که یک یا چند نخل امام حسین(ع) در آن یافت نشود.
قدمت نخل را باید همسن و سال تابوت دانست .بنا به نظر باستانشناسان ،تابوت در حدود هزار سال قبل از اسلام در ایران مورد استفاده قرار می گرفت. در مورد وجه تسمیه نخل باید گفت: در روایات، ذکر شده که پیکر مطهر امام حسین(ع) را روی شاخه های درخت خرما گذاشته و به محل دفنش بردند .این نکته شاید مهم ترین دلیل برای نام گذاری نخل باشد. عده ای نخل را منسوب به خیام حضرت امام حسین (ع) دانسته و آن را تداعی کننده خاطره خیمه های حرم آن امام در کربلا می دانند. برخی تاکید دارند که نخل یادآور گهواره دو گوشواره عرش اعلی، یعنی حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است .گروهی با توجه به عدم تشییع پیکر مطهر و مقدس سالار شهیدان کربلا ، حضرت امام حسین (ع) نخل برداری را تلاشی برای جبران عدم تشییع می دانند و می گویند حجیم بودن آن نشانه عظمت و بزرگواری آن حضرت است. برخي نخل را همان تابوت حضرت امام حسن مجتبي (ع) مي دانند و نخل گردانی ویژه امام حسین(ع) را نمادی  برای تشییع پیکرمقدس دومین امام شیعیان در قبرستان بقيع بر می شمارند.
گروهی ریشه این آیین را به زمان ساسانيان مي‌رسانند، هنگامي كه خسرو پرويز به دست شيرويه كشته شد تابوت بزرگ و زينت شده اي را برايش تدارك ديدند .آنان معتقدند نخل اشاره به آن تابوت دارند.عده ای دیگر حركت نخل را مرتبط به آيين هاي مربوط به سوگ سياوش می دانند كه به سنت هاي شيعيان راه يافته است. جمعی می گویند نخل؛ نوعي عماري ، صندوق مانندی که براي نشستن روي پشت شتر و فيل به کار می رفت. آن را محمل و عودج هم مي گويند، است . در گذشته رسم بود بزرگان قوم را بر آنها حمل مي كردند. تعدادی بر آنند که چون نخستين بار اين اسكلت را از چوب درخت خرما ساخته اند بدين نام معروف شده است.

برخی نخل را مربوط به خارج از ایران می دانند .اینان خود بر دو دسته اند؛ جمعی آن را مربوط به یهودیان می دانند و می گویند؛ نخل اقتباسی از خیمه مجمع حضرت موسی (ع) و تابوت عهد است . به باور اینان ؛منظور صندوقی است که خداوند برای مادر موسی (ع) فرستاد تا او را در آن قرار دهد، بعدها این تابوت به دست قوم وی افتاد و از آن نگهداری نموده و بدان تبرک می جستند.عده ای دیگر نحل را هندی می دانند. در کتاب تاريخ يزد اثر آیتی، ذکر شده است که مراسم مربوط به نخل در بين هنديان متداول بوده و بعداً در بین شيعيان رایج شده است. جالب است که بدانید هم اینک آیینی شبیه به نخل گردانی با عنوان« تعزيره » در هندوستان و پاکستان رایج است

نخل یا تابوت واره در نقاط مختلف کشور شکل های گوناگونی دارد. شيعيان عراق صندوق تمثيلي تابوت شهيدان به ويژه امام حسين(ع) را تعزيه می گویند. مسلمانان اندونزي سازه مورد نظرشان را تابوت می خوانند. در تهران و قم و برخی از نقاط کشور هندوستان با مفهوم حجله مواجه می شویم. مردم خوزستان و دزفول و شوشتردر عزاداری های ماه محرم از تابوت واره اي چوبي به شکل مکعب مستطيل به نام شيدونه بهره می برند. در دسته های عزاداری قمی ها تابوت واره ای به نام دغدغه رایج است.در کاشان در هنگام عزاداری شاهد حمل سازه ای ضریح مانند با نام شش گوشه هستیم. همان طور که در بند قبلی متذکر شدم در هندوستان و پاکستان و حتی جزایر کارئیب سازه ای شبیه نخل موسوم به تعزیره دیده می شود.این سازه معمولاً چند ضلعی است.

نخل روستای تویه

نخل دروار

 

اما در تودروار نخل از زمان صفویه رایج شد دروار دارای یک نخل تویه دو نخل که یکی برای سیدها و دیگری برای غیر سادات است و در روز عاشورا آنرا حرکت می دهند .ولی صح نخل نداشته و ندارد . در دروار از جمله دلایلی که نخل را به اواخر صفویه و اوایل افشاریه نسبت می دهند اسنادی که در آن از قلعه نخلستان نام برده شده و مربوط به این زمان است (مدون بین 400 تا 320 سال پیش نام این قلعه در اسناد آمده است) می توان نام برد که وجه تسمیه این قلعه به نوعی در ارتباط با نخل و جایگاه نخل است و شاید قبل از این آنرا چهل دختر قلعه می شناخته اند. و نیز زمانی که برای اولین بار گردش ان در دروار می توان ذکر کرد چون پس از دسته حسینیه حرکت می کند پس بعد از پیدایش سینه زنان این مراسم نخل گردانی بوجود آمده است چون اگر غیر از این بود باید به مثابه تابوت که در جلوی عزاداران حرکت می کند (رسم تودروار و در جلوی تابوت صاحبان عزا در حرکتند که در موضوع نخل سادات محل به عنوان اولاد امام وصاحبان مصیبت در حرکتند) نخل نیز باید در ابتدای عزاداران حرکت می کرد و همانگونه که گفتیم در دروار هر چیزی با پشتوانه قدمت خود جایگاهی مخصوص دارد و بر این اساس می توان نتیجه گیری کرد که تاریخچه نخل دروار زمانی پس از دسته حسینیه و شاید اواخر افشاریه یا اوایل زندیه باشد.


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .