خانه > مذهبی > ” رجب ” هم بهانه است …

” رجب ” هم بهانه است …

هوالمحبوب

روزی خود را در آسمان و در چند قدمی خدا یافتم
هنوز لب از لب باز نکرده بودم که بپرسم :
تو که مهربانی و عظمتت شهره آفاق و انفس است، چطور راضی شدی مرا به خطای کوچک آدم در این غمکده حقیر ، تنها و محبوس رها کنی؟
که صدائی آشنا دریای مواج درونم را به آرامشی عجیب مبدل کرد :

تو را آزادترین مخلوقاتم آفریدم
خود خواستم که بذر آزادی را در روح آزاد تو بیافشانم
تا مرا همراه فریادهای آزادی و آزادگی ات حس کنی
هر نعمتم را از دیگری در کام تو شیرین تر قرار دادم
که هر روز از روز دیگر شادمان تر باشی
با من باشی و یا بی من
به یاد من باشی و یا بی یاد من
لحظه ای از یاد تو باز نمی مانم
همه موجودات زمین و اسمان را به میزبانی تو می گمارم
همه کوهها و دریاها و دشتها را فرش زیر پایت می کنم
همه آنچه را که دست آوردنی است ، ابزاری می کنم
تا وسیله بدست آوردن آنچه که به ظاهر برایت دست نیافتنی است ، باشد
تا ببینی و بیندیشی و تجربه کنی
تا بروئی و جوانه زنی
تا رشد کنی و استوار شوی
تا بزرگ شوی و به من برسی
مهربانی ات را بی دریغ و بی چشم داشت به دیگران هدیه کنی همچو من
از خطای دیگران در حق خودت درگذری همانند من
دست اوفتادگان را بگیری مثل من
در گفته ها و وعده هایت صادق باشی همسان من
و جانشینی لایق در زمینم باشی در خور خود و در شان من
و تو در تنگناهای زندگی
خسته و نومید مشو
دورادور ، نزدیک نزدیک تو را می بینم
همراز تو و همراه همیشگی تو خواهم بود
آنقدر ناز و نوازشت کنم تا به شایستگی در کنار من بودن ، دست یابی
حتی با نقمت هایم
حتی با مشقت هائی که با رفتار و کردار خودت به دنبال آنی
و رنج هائی که من به تو ارزانی می دارم
و تو آنان را از روی جهل درد می شماری و نمی دانی که صلاح تو را در آن می بینم
همه مخلوقات را برای تو خلق می کنم و تورا برای خود
پاکترین مخلوقاتم را به سجده تو امر کردم
تا همگان به بزرگی تو یقین پیدا کنند
حتی ابلیس که تکبر ، او را به تمرد واداشت را
در دستان تو اسیر کردم
و به تو آموختم که چگونه باشی تا راه گریز از آن نیابد
دلت را خانه خود کردم و بجای آنکه میهمانم باشی ، میزبانی ات کردم
چگونه خود را تنها می بینی که در دل تو سکنی گزیده ام
چگونه نومیدی که تو را در کنار خود می خواهم
با آنکه برخی ساده لوحانه در پی بهشتند
ولی من تو را در جائی بالاتر از بهشت میهمان خواهم کرد
آری در جوار خود
حال با آنکه هر مکان و زمانی را غنیمت می شمری تا از محبت من بگریزی
اما من هر مکان و زمان را بهانه می کنم تا تو را نزدیک خود ببینم
و همینک ماه ” رجب ” را بهانه کرده ام
تا مرا در چند قدمی خود احساس کنی
البته نه در آسمان ، در همین زمین …


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .