خانه > فرهنگی > شعر ، داستان > راستین آسانو-1

(بزبان شیرین درواری)
-ادعای خدایی فرعون
=========
هنگن ابلیس، زمانی نزد فرعون بیامه در حالیکه فرعون خوشه ای انگور ی در دستش دبه و مشغول بخوردن به،
ابلیس بگتش: آیا هیچکی هتانه این خوشه انگور را به مروارید خوش آب و رنگ تبدل هاکنه؟
فرعون بگتش: نه.
ابلیس با یک شیوه مخصوص خودش (جادوگری و سحر) آن خوشه انگور را به دانه های مروارید تبدیل هاکرد.
فرعون تعجب هاکرد و بگتش: آفرین به تو که استاد و ماهری.
ابلیس یک پس گردنی حسابی به فرعون بزه و بگوتش:
منا با این همه استادی به بندگی قبول نکردن،
تو با این حماقت چطورکی دعوی خدایی هکنی؟
خجالت نانکشی؟؟؟؟
======================س.ا.ک


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .