خانه > مذهبی > حسین مظهر كرامت و عزت نفس

حسین مظهر كرامت و عزت نفس

//
امکان درج نظر وجود ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم

1- كرامت نفس سید الشهداء

این اصل بزرگ اسلامى در وجود ابا عبدالله علیه السلام تجسم پیدا كرد و تمام حیات آن حضرت پر است از شعارهاى كرامت نفس . حماسه حسینى ، ج 3، ص 381.

2- اوج كرامت و عزت نفس

در كلماتى از امام حسین علیه السلام رسیده است عزت و شرافت و كرامت انسانى موج مى زند و راز این كه اینگونه كلمات از ایشان به نسبت بیشتر از ائمه رسیده این است كه داستان كربلا، زمینه اى بود براى اینكه روح امام حسین در این قسمت تجلى خودش را ظاهر كند به صورت این كلمات . نوشته اند، در وقتى كه حضرت سید الشهداء مى آمدند به طرف كربلا، مكرر افراد به ایشان برخورد مى كردند و هر كس هم بر خورد مى كرد مى گفت : آقا نرو خطر جانى دارد. حضرت هم به هر یك از این‌ها جوابى مى داد، و البته جواب‌ها همه در همین حدود بود كه نه ، من باید بروم . یكى از آن‌ها وقتى كه با حضرت ملاقات كرد گفت : مصلحت نیست ، نروید. فرمود: من به تو همان جوابى را می‌دهم كه یكى از صحابه رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله به شخصى كه مى خواست او را از شركت در جهاد اسلامى منع كند داد. آن وقت حضرت سید‌‌الشهداء این شعرها را براى او خواندند: سامضى و ما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما و واسى الرجال الصالحین بنفسه و فارق مثبورا و خالف مجرما امام حسین علیه السلام مى فرماید: موت فى عز خیر مت حیاه فى ذل ؛ ملحقات احقاق الحق ، ج 11، ص 601.مردن در سایه عزت بهتر است از زندگى با ذلت خواهم رفت . مرگ براى انسان جوانمرد ننگ نیست ، اگر در راه حق جهاد كند و در حالى كه مسلم است كوشش به خرج بدهد (نیتش حق باشد و در حالى كه مسلم است مجاهده و جهاد كند) و با مردان صالح ، مواسات و همگامى و همدردى نماید، و بر عكس ، راه خودش را از مردم بد بخت هلاك شده و مجرم گناهكار جدا كند.
فان عشت لم اندم و ان مت لم الم كفى بك ذلا ان تعیش و ترغما انسان الاشراف ، ج 3، ص 171.من یا زنده مى مانم یا مى میرم . از این دو خارج نیست . این راهى كه من مى روم هر دو طرفش براى من خیر و سعادت است . اگر زنده بمانم مورد مذمت نیستم ؛ چون از مرگ فرار نكردم و از این آزمایش موفق بیرون آمدم تاز مرگ نترسیدم و زنده ماندم . چنین زندگى براى من ننگ و مذموم نیست . اگر هم بمیرم مورد ملامت نیستم . كفى بك ذلا ان تعیش و ترغما انسان الاشراف ، ج 3، ص 171. (همه این سه شعر براى این مصراع آخر است ) براى تو این ذلت و بدبختى بس كه زنده بمانى و دماغت به خاك مالیده باشد. دیگر بدبختى و ذلتى بالاتر از این زندگى نیست . فلسفه اخلاق ، ص 160.

3- روح عزت و بزرگ منشى

امام حسین علیه السلام مى فرماید: موت فى عز خیر مت حیاه فى ذل ؛(5) مردن در سایه عزت بهتر است از زندگى با ذلت ، امام حسین علیه السلام نمى گوید: جهاد با نفس حكم مى كند كه ما تن به حكم یزید و ابن زیاد بدهیم ، چون بیشتر خودمان مجاهده كرده ایم ! الا و ان الذعى ابن الدعى قد ركز بین …؛ لهوف ص 85، نفس المهموم ص 149. پسر زیاد! این ناكس پسر ناكى كه از من خواسته است كه یكى از این دو را برگزینم : یا تن به ذلت بدهم و یا شمشیر و هیهات منا الذله ما كجا و تن ره ذلت دادن كجا! خدا راضى نمى شود بن به ذلت بدهم . یعنى مى خواست بفرماید نه اینكه احساسات شخصى من است، مكتب من، به من اجازه نمى دهد، خداى من ، به من اجازه نمى دهد، پیغمبر من ، به من اجازه نمى دهد، تربیت من ، به من اجازه نمى دهد، من در دامن على علیه السلام و در دامن زهرا علیه السلام بزرگ شده ام .

امام حسین علیه السلام نفرمود: ما مى رویم تن به ذلت ابن زیاد مى دهیم ، بگذار هر كارى مى خواهد بكند، مگر غیر از این است كه به ما اهانت و توهین مى كند و فحش مى كند و فحش مى دهد؟ هر چه او بیشتر از این كارها كند، بیشتر جهاد با نفس كرده ایم ! ابدا چنین چیزى نیست لا و الله لا اعطیكم بیدى اعطاء الذلیل ، و لا افرا فرار العبید؛ ارشاد مفید، ص 235.من هرگز دست ذلت به شما نمى دهم و مانند بندگان فرار نمى كنم . یا به نقل دیگرى : و لا اقد اقرار العبید؛ مانند بندگان فرار اعتراف نمى كنم و تن به ذلت نمى دهم . از این نوع تعبیرات در قرآن و حدیث و در كلمات ائمه اطهار علیه السلام – مخصوصا در كلمات امام حسین علیه السلام – خیلى زیاد است . انسان كامل ، ص 239.

4- عزت در مرگ سرخ است

(حسین علیه السلام ) چون در راهى قدم بر مى دارد كه با یك آدم هلاك شده بدبخت و گناهكار مثل یزید مخالفت مى كند بگذار كشته بشود. شما مى گویید كشته مى شوم ، یكى از این دو بیشتر نیست : یا زنده مى مانم یا كشته مى شوم . فان عشت لم اندم ؛ اگر زنده ماندم ، كسى نمى گوید تو چرا زنده ماندى .

و ان مت لم الم ؛ و اگر در این راه كشته بشوم ، احدى در دنیا مرا ملامت نخواهد كرد اگر بداند كه من در چه راهى رفتم . كفى بك ذلا ان تعیش و ترغما؛ براى بدبختى و ذلت تو كافى است كه زندگى بكنى اما دماغت را به خاك بمالند.

باز مى بینید كه حماسه است . در بین راه نیز خطابه مى خواند و مى فرماید: الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهى عنه بعد در آخرش مى فرماید: انى لا ارى الموت الا سعادع و لا الحیوه مع الظالمین الا برما؛ من مردن را براى خودم سعادت ، و زندگى با ستمگران را موجب ملامت مى بینم . حماسه حسینى ، ج 1، ص 153و154

5- حسین مرد بیعت نیست!

حر بعد از برخورد با ابا عبدالله مى خواست ایشان را به طرف كوفه ببرد و امام امتناع كرد. حسین حاضر نبود تن به ذلت بدهد، چون او مى خواست آقا را تحت الحفظ ببرد. فرمود: ابدا من نمى آیم .

بالاخره پس از مذاكرات قرار شد راهى را بگیرند كه نه منتهى به كوفه بشود و نه منتهى به مدینه ، یعنى به اصطلاح جهت غرب را بگیرند، كه آمدند تا منتهى شد به سرزمین كربلا.
6- شرافت امام

در بین راه (امام ) وقتى كه با اصحاب خودش صحبت مى كند، مكرمت و بزرگوارى و ترجیح دادن مردن با شرافت بر زندگى با ننگ ، شعار اوست ؛ الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهى عنه؟ نمى بینید؟ چشم هایتان باز نیست؟ نمى بینید كه به حق عمل نمى شود، نمى بینید كه این همه فساد وجود دارد و كسى از آن نهى نمى كند؟ در چنین شرایط لیرغب المؤ من فى لقاء الله محقا؛ مؤمن باید مرگ را طلب كند. كرامت و شرافت را از پذیرش به ارث برد. گفتارهاى معنوى ، ص 191و192.

والسلام علی من اتبع الهدی
http://yazahra135.mihanblog.com


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .