خانه > موضوعات آزاد > بهاييت در سنگسر

بهاييت در سنگسر

//
امکان درج نظر وجود ندارد
بهاييت

بهاييت* بهاییت
پس از اعدام باب و اثبات ناتوانی میرزا یحیی نوری به عنوان جانشین باب، دشمنان خارجی حسین‌علی نوری را به عنوان موعود بیان(من یظهره الله) معرفی کردند. ادعای حسین علی نوری مبنی بر آوردن شریعت جدید به‏قدری غیرمنطقی و بی‏اساس بود که اکثر محققین آن را مورد انتقاد قرار داده‏اند.

دشمنان اسلام پس از حذف علی‏محمد باب راهی جز به صحنه آوردن مزدور دیگر خود یعنی حسین‏علی نوری نداشتند. بهاء دو کتاب جدید ایقان و اقدس را عرضه کرد. در این دو کتاب باب را پیامبری مثل پیامبران صاحب شریعت معرفی نموده ولی توضیح نداده چرا بساط این پیامبر دروغین خیلی زود جمع شده است.

پس از آن‏که میرزا حسین‏علی نوری در سال 1280 هجری قمری در آغاز تبعید به اسلامبول ادعای نبوت کرد بین او و برادرش میرزا یحیی نوری جنگ و جدل در گرفت و انشعابات متعدد در میان فرقه‏ی ضاله بابیه پیدا شد، در این دوره به جز میرزا حسین‌علی‌نوری هفت نفر دیگر با نام های حسین میلانی، میرزا اسدالله دیان، میرزا عبدالله بابی، میرزا موسی قمی، سید کور هندی، ملا محمد زرندی، هاشم کاشانی ادعای من یظهر اللهی کردند که استعمارگران از میان آنان میرزا حسین‌علی‌نوری را رشد دادند،‌چون خاندان نوری مزدوران با سابقه استعمار و مورد اعتماد آنان بودند.

به جرأت می‏توان گفت بزرگان خاندان نوری نظیر میرزا آقا خان نوری، میرزا عباس نوری معروف به میرزابزرگ (پدربهاء) ، میرزا حسین‏علی نوری و میرزا یحیی نوری و اولاد آنان مایه ننگ تاریخ زمان قاجاریه در ایران می‏باشند.

در حالی که دل هر ایرانی از ظلم و ستم روس‏ها به خاطر تحمیل دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمانچای و تجزیه‏ی شهرهای شمالی و تخریب مساجد و کشتار مسلمین آن سامان، خون بود جاسوسان این خاندان منحوس به کمک امام وردی میرزا پسر فتحعلی شاه در خدمت روسیه بودند.

محققین، میرزاعباس نوری پدر بهاء را جاسوس روسیه در دستگاه امام وردی می‌دانند. در زمانی که میرزا عباس پدر حسینعلی بهاء منشی وزیر امام وردی بود تمام اقوام و آشنایان وی خبرچین و جاسوس روسیه بودند حتی نام دو پسرش حسین علی بهاء و میرزا یحیی در زمره جاسوسان روسیه ثبت شده است.

روس‏ها پس از حمایت کاملی که از علی محمد باب توسط نوکرشان منوچهرخان گرجی به‏عمل آوردند، سعی کردند با کمک خاندان مزدور نوری حرکت شوم بابیه را تقویت نمایند لذا به حسینعلی نوری مأموریت دادند در کنار این فرقه قرار گیرد و برای آزادی باب تلاش نماید لذا حسین‏علی نوری و 80 نفر دیگر از بابیه در بدشت شاهرود جمع شدند، اسلام را منسوخ اعلام کردند و جنایات شرم آوری را مرتکب شدند که محمد شاه قاجار فرمان دستگیری و قتل حسین‏علی نوری را صادر کرد که با مرگ محمدشاه و تلاش روسیه حکم قتل نوری منتفی شد، ولی فعالیت مخرب حسین‌علی نوری با توطئه‏ی ترور امیرکبیر، راه‌اندازی جنگ‌های داخلی ادامه یافت، لذا امیرکبیر ناچار او را به کربلا تبعید کرد.

چند ماه پس از تبعید بهاء به عراق امیرکبیر به قتل رسید و دوست صمیمی بهاء یعنی میرزا آقاخان نوری به صدارت رسید و حسین‏علی نوری را به تهران بازگرداند. هنوز سه ماه از ورود او به کشور نگذشته بود که در 28 شوال 1268ﻫ.ق ترور ناصرالدین شاه توسط بابیان اتفاق می‏افتد. رییس تروریست‏ها کسی جزء حسین‏علی نوری نیست.

شاه سعی می‌کند او را دستگیر نماید لذا او به سفارت روسیه پناهنده می‌شود. وی به مدت 4ماه زندانی می‌شود و در یک محاکمه‌ی فرمایشی با حضور نماینده‌ی روسیه تبرئه ولی محکوم به تبعید در عراق گشته وپس از آزادی از زندان تحت حمایت روس و همراه نماینده‌ی دولت روس در ربیع الثانی سال 1269 ﻫ..ق به بغداد تبعید می‌شود و در بغداد مورد حمایت روس و انگلیس قرار می‌گیرد.

2- مراحل شکل گیری و تحولات مسلک استعماری بهاییت

به‏طور کلی بهاییت از سال 1280 هجری قمری که میرزا حسین‏علی نوری ادعای پیامبری نمود تا زمان حال 4 دوره مشخص را پشت سر گذاشته است. که در ذیل به اختصار به تشریح آن خواهیم پرداخت.

* بهاییت در دوره‏ی مؤسس فرقه، حسینعلی بهاء

میرزا حسینعلی نوری، معروف به بهاء الله (1233 – 1309 هـ.ق) در دومین روز محرم به دنیا آمد. پدرش میرزا عباس نوری از منشیان و مستوفیان درباری بود. در خردسالی نزد پدر و بستگان و معلمین خصوصی که از دوستان پدرش بودند با دانش‏های معمول زمان آشنا شد. در دوران جوانی نیز کسب و کاری نداشت و تمام وقت خود را به تفریح یا تحصیل می‏گذراند.

میرزا حسین‏علی در اوان ظهور باب به او گروید و کم‌کم بازیگر بسیاری از صحنه‌ها همچون طراحی ترور امیرکبیر، نمایش ننگین بدشت، راه‌اندازی جنگ‌های داخلی و ترور ناصرالدین شاه گردید. میرزا حسین‏علی نوری پس از توطئه‏ی ترور شاه به بغداد و از آنجا به اسلامبول و ادرنه و سپس به عکا تبعید گردید و تا پایان عمر در آنجا به سر برد. (صفحه 402 کتاب مجموعه الواح نوشته بهاء) او در آخرین روزهای حیات ننگین خود، گرفتار تب شدید شد و سرانجام در دوم ذیقعده 1309 از دنیا رفت. او را در عکا به خاک سپردند و امروزه قبرش قبله بهاییان‌ است.

وی دو پسر خود را به نوبت به‌عنوان دو امام این فرقه‏ی ضاله قرارداد و وصیت نمود. ابتدا عباس افندی (‌عبدالبهاء‌) و پس از مرگ عباس افندی فرزند دیگرش، یعنی محمدعلی افندی امامت بهاییان را عهده‌دار شوند. معروف‏ترین کتاب‏های بهاء‌الله عبارتند از: ایقان، اقدس، مجموعه اشراقات، مجموعه اقتدارات، بدیع، مجموعه الواح، آثار قلم اعلی که در پنج جلد تدوین شده است.

* بهاییت در دوره‏ی عبدالبهاء

عباس افندی، معروف به عبدالبهاء (1260 – 1340هـ.ق) در شب پنجم جمادی الاولی از نخستین زن میرزا حسین‏علی به دنیا آمد دوران کودکی و جوانی را همراه پدر گذراند. پس از مرگ بهاءالله میان عباس با دیگر برادرش میرزا محمد علی اختلاف شدید افتاد. دو برادر با هم به ستیز برخاستند و هوادارانی گردآوردند عباس یاران خود را ثابتین نامید و مخالفین را ناقضین لقب داد.

عباس افندی با تغییر مکرر مواضع، در آستان دولت‌های استعماری ابراز چاکری می‌نمود درآغاز کار که هنوز دولت تزاری برسرکار بود وی بهاییان را وا می‌داشت تا برای دوام شوکت‌ و قدرت آن دولت به دعا و نیایش پردازند[1] کمی بعد که جنگ به راه افتاد و حکومت روسیه دگرگون گشت و دولت انگلیس بر فلسطین حاکم شد، این چاکر استعمار دست به دعا برداشت و انگلستان استعمار‌گر را سمبل عدالت دانست و از خدا دوام حکومت ایشان بر سرزمین فلسطین راخواستار گردید وی آن‏چنان در برابر آنان خوش خدمتی نمود که ازطرف آن دولت نشان عالی پهلوانی (‌نایت هود‌) و لقب آقا (سر‌) گرفت‌. [2] . سرانجام در سفر آمریکا تن به نوکری آمریکائیان داد و از آنان دعوت کرد تا به ایران آیند و از منابع زیر زمینی ایران به سود خود بهره برند[3]

هرمان رومر محقق آلمانی در مورد خیانت عباس افندی به ایران می‌نویسد: عباس افندی (عبدالبهاء) عملاً بر علیه نهضت مردم سالاری ایرانیان در دوران مشروطه دسیسه کرد و به‏طور مرتب با دیپلمات‏های روسی و انگلیسی جلسات سری داشت. عبدالبهاء به بهاییان شهرهای تهران و تبریز توصیه می‌کرد از پادشاه مستبد قاجار محمدعلی شاه حمایت کنند.چون حکومتی طولانی برای محمدعلی‏شاه پیش‏بینی کرده بود.

رومر یادآوری می‌کند در سال 1907 که انگلیس و روسیه طرح تقسیم کشور ایران به دو حوزه‌ی نفوذ روس و انگلیس مطرح به‏شدت از طرف عباس افندی و بهاییان مورد حمایت قرار گرفت. درسال 1300 هـجری شمسی اجل عباس افندی فرا رسید که پس از مرگ او را در حیفا از بنادر فلسطین به خاک سپردند.

* بهاییان در دوره‏ی شوقی افندی
شوقی افندی ملقب به ولی امرالله (1314-1377هـ. ق.) نوه‏ی دختری خود شوقی افندی پسر میرزا هادی افنان بود، از آنجا که عباس افندی هنگام مرگ فرزند پسر نداشت‌، با آن‏که برادرش محمدعلی‏افندی زنده بود شوقی را به ریاست بهاییان گماشت. عباس افندی در الواح وصایای خود پیشوائی بهاییت را سلسله‏وار در فرزندان ذکور شوقی که لقب ولی امرالله دارند قرار داد.
به‏نحوی که پسر‏بزرگ‏تر در هر نسل دارنده‏ی این سمت خواهد بود. در هرصورت، شوقی به یاری مادرش به ریاست رسید او سالیانی در دانشگاه آمریکایی بیروت و دانشگاه آکسفورد لندن تحصیل کرده بود ولی چون فردی بسیار فاسد و هم‏جنس باز بود، بهاییان آشنا به آن سوابق، وی را نپذیرفتند (خاطرات صبحی و کتاب پیام پدر).
برخی از آن‏ها هم‏چون آیتی، صبحی و نیکو و غیره، دست از بهاییت کشیده بدامان اسلام برگشتند و جمعی دیگر از بهاییان ، میرزا احمد ‌سهراب کاتب عبدالبهاء و شوهرخاله شوقی را به پیشوایی برداشتند و سهرابی نام گرفتند و گروهی نیز الواح وصایای عباسی افندی راجعلی دانسته خودسری آغاز کردند لکن شوقی با حمایت حکومت یهودیان (دولت اسراییل ) که املاک و اماکن بهایی فلسطین را به او واگذاشت.
‌بررقیبان پیروز شد و تا سال 1336 هـ. ش. زمام امور بهاییان را به‏دست داشت و بهاییت را به‏صورت تشکیلاتی حزبی که در اروپا معمول است تبدیل کرد. دراین سال شوقی به مرض آنفلوانزا گرفتار شد و در لندن از دنیا رفت و همانجا دفن گردید. معروفترین کتب شوقی: قرن بدیع (به زبان انگلیسی که در چهار جلد به فارسی ترجمه شده) و توقیعات مبارکه در سه جلد به زبان فارسی می‌باشد. به نظر اکثر محققین کتب فوق حاصل فعالیت یک تیم مزدور و جاسوس انگلیس می‌باشد. که به نام این رهبر فاسد منتشر شده است.
* بهاییت دردوران تصدی بیت العدل
بیت العدل حیفا ( 1383 هـ. ق.)
بر خلاف پیش‌گویی و پیش‏بینی عباس افندی که ریاست بهاییت را تحت عنوان ولایت امر الله درنسل شوقی افندی قرار داده بود وی به سبب همان سوابق نکوهیده و داشتن روحیه زنانه‌، بکلی عقیم بود و بچه‌دار نمی‌شد بنابراین بدون جانشین رهسپار گور گردید.
این افتضاح‌، کشمکش شدیدی به بار آورد گروهی از بهاییان به رهبری زن آمریکایی شوقی (‌روحیه ماکسول‌) درسال 1342شمسی کنفرانسی درلندن برپا کرده درآنجا نه نفر را به‏عنوان اعضای بیت العدل برگزیدند تا آنان درحیفا گرد هم آمده و حزب فراماسونری بهاییت را اداره کنند که تاکنون نیزاین مجلس دایر است‌. برخی از بهاییان بیت العدل حیفا را بی‏اعتبار دانستند (‌زیرا طبق وصیت عبدالبهاء ریاست این مجلس بایستی با ولی امرالله باشد و گرنه معتبر نخواهدبود‌)‌ این گروه چارلزمیسن ریمی را که از بهاییان آمریکا بود جانشین شوقی شناختند که ایشان را ریمی می‌نامند‌.
پس از مرگ شوقی افندی دولت استعماری انگلیس متوجه ضعف متون این فرقه گردید و سعی کرد مطالب سخیف و غیرعلمی را از متون حذف و بهاییت را با اشکال جدید و نام‌های عامه پسند عرضه نماید. در این راستا از زمان حیات شوقی عده‌ای از دانشمندان جاسوس انگلیسی نظیر؛ جان فرابی را برای روزآمدکردن و اصلاح کتب مزخرف بهاییت در کنار وی قرار دادند. جان فرابی مسیحی‌، فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج‌، در سال 1941 به دروغ بهایی شد و از سال 1950 به‌عنوان یکی از ایادی امر الله مقیم حیفا گردید.
وی به‌عنوان مسؤول تبلیغات بهاییت متوجه کشورهای فقیر آفریقایی و آسیایی شده و تعداد زیادی را بهایی نمود وی در زمینه اصلاح متون بهاییت تلاش زیادی نمود و کتاب خلق جدید وصنع بدیع را نگاشت. او با زیرکی تمام از بیان احکام ضدفطری ازدواج با محارم و سایر احکامی که با ادیان بزرگ الهی و عقل مغایرت دارد طفره رفته و آئین بهاییت را به‌عنوان دینی مترقی جلوه داده است.
جان فرابی تا سال 1963 مقیم حیفا بود و ده سال آخر عمر خود را در انگلستان به پایان برد و در سال 1973 در انگلستان با ایمان به مسیحیت مرد و هیچ‏گاه به این حزب ماسونی به‏عنوان دین اعتقاد نداشت. او فقط به‏عنوان مأمور سازمان جاسوسی انگلستان در بیت‏العدل برای تقویت بهاییت به حیفا رفته بود. اسماعیل رائین در کتاب انشعابات بهاییت به نقل از سرهنگ ثابت راسخ جان فرابی را یکی از عوامل مسموم نمودن شوقی افندی می‌داند.
پی‏نوشت‏ها:
[1](‌ص382 جلد دوم مصابیح نوشته عزیز الله سلیمانی‌)
[2](‌مکاتب جلد سوم صفحه 347و قرن بدیع جلد سوم صفحه 399‌)
[3](‌خطابات بزرگ ص 32‌)
* سید حبیب الله تدینی؛ کارشناس ارشد ادیان و فرق/انتهای متن/
منبع : برهان
بهائيت بازوی پرتحرک امپرياليسم است
دوران آیت‌الله آقانجفی اصفهانی دوران رشد فرقه ضاله بهائیت بود که با به وجود آوردن مرجع بیداری اسلامی نفوذ فرقه بهائیت با رهبری روحانیت مرجع سرکوب شد اما، بهائیت با رشد خود همچنان بازوی پرتحرک امپریالیسم و سوسیالیسم است.

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان در محل خانه مشروطیت اصفهان همایش مرجع بیداری اسلامی بزرگداشت یکصدمین سالگرد وفات آیت‌الله آقانجفی اصفهانی برگزار و به ابعاد مختلف شخصیتی و نیز نقش وی در بیداری اسلامی پرداخته شد.
در این همایش استاد علی ابوالحسنی (منذر) محقق تاریخ به اصول سیاست و مبارزه آقانجفی علیه فرقه‌های ضاله بابیت و بهائیت پرداخت و اظهار داشت: در زمان زندگی آقانجفی، روس‌ها پشت سر قضیه قراردادها قرار داشتند.
وی با بیان اینکه روحانیت شیعه را از این طریق می‌خواستند تضعیف کنند، افزود: با وجود فرقه بهائیت که تازه جایی برای نفوذ خود لازم داشت روز به روز به تحریکات خود با حمایت بیگانگان اضافه کرد.
ابوالحسنی به تشریح ماجرای نفوذ روس‌ها در اصفهان و تحرکات ظل‌السلطان پرداخت و تصریح کرد: در آن زمان یک‌سری در کنسولگری روسیه تحصن می‌کنند و این جا است که در اصفهان دور کنسولگری را گرفته و خواستار درخواست رسمیت از سوی ظل‌السلطان برای نفوذ بیشتر می‌شود.
وی با بیان اینکه آقانجفی، ظل‌السطان را طبل میان تهی خطاب می‌کرد، اضافه کرد: در همین موقع بود که وی مردانه به میدان آمد و با اصول سیاست و تدبیر خوب خود مدیریت کرد.
این محقق تاریخ تاکید کرد: استعمارگران همیشه وضعیت را تست و برای اینکه جهان اسلام را تخریب کنند بر روی تفکرات کار می‌کنند، چنانچه با واکنش سریع و تند روبه‌رو شوند عقب‌نشینی و اگر بدانند که رها و خیلی جدی گرفته نشده‌اند به تخریب خود ادامه می‌دهند.
وی به نفوذ بهائیت در محلات اصفهان اشاره کرد و گفت: فرقه بهائیت امروزه بازوی پر تحرک امپریالیسم و سوسیالیسم شده است.
ابوالحسنی بیان کرد: بر اساس آن تجربیات گذشته در مبارزه همه جانبه با فرقه بهائیت، امروزه به دانش افرادی چون آقانجفی نیازمندیم.

* توجه به معنویت و اخلاق میراث خانوادگی آقانجفی است
در ادامه این همایش تخصصی، علی کرباسی‌زاده به جایگاه سیر و سلوک آقانجفی در عرفان نظری شیعه پرداخت و افزود: عرفان و تصوف هر دو یکی است اما در برخی از کتاب‌ها بر اثر کج‌سلیقگی برخی بزرگان این دو را به ویژه در دوره صفوی جدا از هم می‌دانند.
وی با بیان اینکه برخی صوفیان قزلباش رساله‌هایی را علیه عرفان و تصوف نگاشته‌اند، گفت: در مقابل بدعت‌های دوران صفوی علیه عرفان و تصوف در مکتب فلسفه اصفهان که میرداماد، میرفندرسکی و شیخ بهایی سردمدار آن بودند، عرفانی به‌عنوان سیر و سلوک عقلی مطرح شد که متأثر از قرآن عقلی بود.

*‌ حاج آقا نجفی ترکیبی از شیعه صوفی بود
این استاد دانشگاه اصفهان تصریح کرد: اگر عرفان را به چهار دسته تقسیم کنیم به محدثانی بر می‌خوریم که به مکاشفات و شهوداتی نائل شدند اما برخی از آنها در عرفان عملی دستی نداشته‌اند.
وی ادامه داد: در آن زمان سه جریان عرفان که رسماً پیرو سلسله عرفان شده که اعضای آن افرادی بوده که گرایش عرفانی قوی دارند و دسته سوم که خاندان آقانجفی اصفهانی است بیانگر این است که با برخی سلسله‌ها ارتباط داشتند.
کرباسی‌زاده با بیان اینکه بر خلاف برخی از علما که وقتی به عرفان رو می‌آورند، منزوی می‌شوند، آقانجفی اهل سیاست است و بیشتر در صحنه‌های سیاسی حضور دارد.
وی از دیگر خصوصیات سیر و سلوک را رفتار بسیار آشکار دانست و اضافه کرد: آقانجفی از پنهان کاران و گوشه نشینان نبود.
استاد دانشگاه اصفهان بیان کرد: آقانجفی تصوف را در چهار کلمه تا، صا، واو و فا می‌دانست که (تا) شامل توازن، تذکره، تذهیب، تقوا، تواضع و تبصره؛ (صا) شامل صبر، صوفی، صلاح، صفا؛ (واو) شامل ورد، وصول و (فا) شامل فقر، فنا و فراست است.
وی ادامه داد: آقانجفی شیعه صوفی بود و نه صوفی محض و نه عارف محض، بلکه ترکیبی از هر دو بود.
کرباسی‌زاده با بیان اینکه خلع بدن ادعای بسیار بالایی است، افزود: آقانجفی در مقام یک عارف دارای توانایی خلع بدن بوده است.
وی در نتیجه صحبت‌های خود بیان کرد: آیت‌الله نجفی در سلسله سلوک به مرحوم محمد بیدآبادی با سه واسطه عرفا بر می‌گردد.

*‌ نقطه تمرکز بهائیت در زمان قاجار، اصفهان بود
در بخشی دیگر از این همایش آیت‌الله مهدوی، محقق و نویسنده به تحلیل نامه رئیس بهائیت به آقانجفی پرداخت و به تبعید وی به تهران در زمان سید جمال‌الدین اسدآبادی اشاره و اظهار کرد: سید جمال‌الدین اسدآبادی در مورد اتحاد اسلام کار کرده است.
وی افزود: در آن زمان بهائیت، جهان اسلام را از دو طرف مورد حمله قرار داده بود و نقطه تمرکزش در اصفهان وجود داشت.
این محقق و نویسنده تصریح کرد: فرقه بهائیت در بخشی از این نامه به معرفی خود پرداخته است.

* پشتوانه تاریخ‌سازی ولایت امام خمینی (ره)، آیت‌الله نجفی بود
در بخش دیگری از این همایش اصغر طاهرزاده محقق و غرب‌شناس برجسته به توحید زعمای دین و توحید تمدن اسلامی حاکمیت فقه الهی پرداخت و افزود: حاکمیت الهی در زمان غیبت علمای الهی به دستور خدا به حاکمان اسلامی که توانایی اداره جامعه را دارند گذاشته و بر آنان واجب است که به این امر اقدام کنند.
وی تصریح کرد: حرکت تاریخی آقانجفی و نیز حاکمیت سایر علمای ولایت فقیه واجب کفایی است، زیرا خداوند در این کار مدد خاص قرار داده است.
این محقق و غرب شناس برجسته ادامه داد: باید جایگاه دینی و ابزار حرکتی آیت‌الله نجفی را بشناسیم زیرا در حاکمیت، ولایت و هدایت نهفته است.
طاهرزاده به تشریح ولایت تکوینی و تشریعی پرداخت و تصریح کرد: پشتوانه تاریخ‌سازی ولایت امام خمینی (ره)، آیت‌الله نجفی بود که تفکرات آن نیز از ولایت اهل‌بیت (ع) صورت گرفته است.
وی با بیان اینکه جایی که انسان ولایت دارد حق تصرف هم دارد، گفت: باید به تشریح تفکرات آیت‌الله نجفی در باب ولایت‌پذیری بیشتر پرداخت.

* جایگاه و موقعیت اجتماعی آقانجفی ناشناخته مانده است
در ادامه این همایش حجت‌الاسلام علی باقری، استاد حوزه علمیه به مکتب فقهی آقانجفی اشاره و خاطرنشان کرد: مکتب فقهی آقانجفی تحت‌الشعاع مبارزات و جهاد الهی قرار دارد که در 12 مورد قابل بررسی است.
وی با بیان اینکه جایگاه فقهی مرحوم علامه نجفی در 100 عنوان و نیز رساله‌های کوچک بیان شده است، اضافه کرد: یکی از موارد مورد بررسی آن فقه امامیه است که در دو مجلد تحقیق شده و بالغ بر یک‌هزار صفحه نگاشته شده اما همچنان محجور مانده است که نیاز به پردازش بیشتر دارد.
استاد حوزه علمیه در بخشی از صحبت‌های خود به خانواده این عالم بزرگ پرداخت و گفت: از نظر علمی خاندان شیعه مرحوم شیخ محمد نجفی بسیار شناخته شده است.
وی در ادامه به بررسی مکتب فقهی آقانجفی به بحث علم فقه وی پرداخت و ادامه داد: در این علم فرد باید در مقابل استاد، شاگردی کند که آقانجفی بسیار از اساتید بزرگی بهره برده است.
باقری مرجعیت دینی و جایگاه این مرد بزرگ را بسیار ممتاز دانست و افزود: پنج مرجع بزرگ در زمان وی وجود داشته‌اند که از مظهر این افراد بهره علمی برده است.
وی بیان کرد: هر چند ابعاد مختلف شخصیت این مرد بزرگوار بررسی شده است اما به جایگاه رجالی و موقعیت اجتماعی این فرد هنوز پرداخته نشده است که جا دارد به این ابعاد شخصیت وی بیشتر پرداخته شود.
برنامه‌های جديد بهائيت برای گسترش تبليغ
اخبار واصله حکایت از آن دارد که فرقه ضاله “بهائیت” در تلاشی تازه قصد افزایش پیروانش را دارد و از این رو اقدام به راه‌اندازی کانال فارسی زبان جدیدی با محوریت علنی بهاییت در کشور آمریکا كرده است.
به گزارش مشرق به نقل از عصر امروز، اين کانال که از لس آنجلس پخش می‌شود، در برنامه‌هایی ویژه و در قالب گزارش و گفت‌وگو به تبلیغ اهداف و آیین‌های فرقه بهایی می‌پردازد که به عنوان نمونه می‌توان به گزارش این شبکه از مراسم عید رضوان و دیگر آئین های این فرقه ضاله اشاره کرد.

گفت‌وگو با مردان و زنان فارسی زبان که به این فرقه پیوسته‌اند و تشریح دلایل آن ها برای همکاری با این فرقه ضاله یکی دیگر از اقدامات این شبکه در جهت ترویج بهائی گری در میان فارسی زبانان و به ویژه مسلمانان کشورمان می‌باشد.
از سوی دیگر، چندی پیش این تلاشها در عرصه رادیو نیز با راه‌اندازی رادیو ماهواره‌ای “بهایی” شکل جدی‌تری به خود گرفته بود .
گسترش سریع بهائیت در دوره پهلوی دوم با استفاده از امکانات عمومی کشور و تلاش بی وقفه آنان درجهت ضربه زدن به سنت های دینی و اجتماعی و منافع ملت ایران، واکنش جدی مردم و طبقات مختلف جامعه را به دنبال داشت.
روحانیت و مرجعیت شیعه درطول تاریخ به مسائل و حوادث، اشخاص، فرقه ها، احزاب، ملل و نحل مختلف با نگاهی دینی و موضعی از جایگاه مذهب نگریسته اند.

نگاه مرجعیت شیعه بعد از شهریور۱۳۲۰ به بهائیت نیز نگاهی دین مدارانه بود؛ چون بهائیان را گروهی بدعت گذارو دین ساز می دانستند که مکتب آنها برهیچ بنیاد دینی و کتاب آسمانی بنیان نیافته بود، با آن مخالفت می کردند.
افزون برآن، به دلیل وابستگی بهائیان به استعمارخارجی و استبداد داخلی و سوء استفاده بهائیان از این موقعیت، حساسیت عالمان شیعی مضاعف گردید.
در طول چند دهه گذشته از انقلاب شکوهمند اسلامی در کشورمان ، فرار سران فرقه ضاله بهائیت از کشور و پناه گرفتن آن ها در آغوش اسرائیل و آمریکا موجبات این امر را برای آنها فراهم ساخت تا با پشتیبانی “بیت العدل” در مرکز اسرائیل و با دریافت بودجه های هنگفت از سران آمریکا و رژیم صهیونیستی این فرقه بتواند جان تازه ای را به خود بدهد.
در طول دو دهه اخیر نفوذ در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و راه اندازی چند شبکه برای تبلیغ و گسترش آیین ضاله بهائت در دستور کار سران این فرقه قرار گرفت .
شبکه ایران آریایی جدید ترین شبکه ای است که با دریافت بودجه مستقیم از “بیت العدل ” وظیفه مظلوم نمایی برای بهائیان را در میان مردم ایران عهده دار است و با پخش برنامه هایی که در آن به حقوق نا نوشته بهائیان در ایران اشاره دارد سعی در القای این نکته دارد که پیروان فرقه ضاله بهائیت در ایران دراکثریتی بیشتر از اهل تسنن هستند اما از حقوق مشابه برخوردار نیستند.واين مطلب ادامه دارد


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .