خانه > مطالب پیشنهادی > بلوک بندی دروار

شاید اگر نگاهی به شناسنامه های اولیه صادر شده در ایران و همین دروار خودمان بیندازید ( منظور صادر شده درسال های اول بوجود آمدن اداره ثبت احوال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۵ ) حتما کلمه بلوک را در آن مشاهده خواهید کرد. روزی از مرحوم کاکو حسینا در این اواخر پرسیدم این بلوک بندی چگونه است در جواب شعری بلند بالا خواند که من فقط چند بیت آنرا فراخور موضوع انتخاب کرده ام بدین مظمون:

                         دروار هشت بلوکه          سر وتهش یکجوره

                          از بال وپایین حاجی         وز فخر واز جعفری

                             آهنگر و به درزی             نجار سادات آخری

                          .

                          .

                          .

                         دسته به دسته ازهم      غافل نین به یک دم

         اگر خواسته باشیم انساب درواری ها را ذکر کنیم کاری بس دشوار است که از حوصله این بحث بیرون است. ولی اول مجبوریم شرحی مختصر برای این واژه بیاوریم و بعد به بلوک بندی داخلی بپردازیم . واژه بلوک واژه ای ترکی به معنای «بخش » یا «قسمت » از مصدر «بولْمَک » که در تقسیمات کشوری قدیم ایران و امور نظامی عثمانی اصطلاح شده است . در تقسیمات کشوری . در ایران ، بلوک به «ناحیه » اطلاق می شد. در تقسیمات کشوری ایران ، پیش از قانون ۱۳۱۶ش ، به قسمتی از ولایت (شهرستان کنونی ) که دارای یک قصبه (مرکز) و چند مَحال بود و زیر نظر نایب الحکومه اداره می شد ، بلوک می گفتند ( دایره المعارف فارسی ، ذیل واژه ) لازم به ذکر است که نایب الحکومه مملکت تودروار از قدیم در دروار سکونت داشته که آخرین آنها حاج میرزا عباسعلی درزی بوده است پس از ایشان دیگر به علت پاره ای اختلافات محلی برای این منطقه نایب الحکومه ای تعیین نشد و همین مسئله باعث رشد امیر آباد ومرکز بخش شدن آن میباشد چرا که تا سالهای قبل از ۱۲۵۰ هجری خورشیدی زردوان و … که اکنون امیریه شده اند جز خانواری چند چیزی بیش نداشتند وبا روی کار آمدن نصرت الله خان امیر اعظم و حکومت ایشان و مقداری ساخت وساز آبادی بزرگی شدند واکنون……

       ظاهراً بلوک به جای «رُستاق » که از تقسیمات مملکتی اسلامی و مشتمل بر چندین ده و مزرعه (یاقوت حموی ، ج ۱، ص ۴۱) بود، به کار رفته است  که این لفظ را نیز در شهرستان دامغان هنوز داریم دهستان قهاب رستاق که زمانی تودروار نیز جزء آن بود و  البته پس از در خواست جمعی از خردمندان از فرماندار شهرستان و فرستادن نامه ای به وزارت کشور توسط مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۷ بدون احتساب جمعیت  منطقه تو دروار به دهستان تبدیل شد .

اصطلاح بلوک از دوره ی صفویه در ایران متداول شد . میرزا سمیعا در باب تفصیل مواجب و رسوم امرای عظام و ارباب مناصب ، به «مهتران بلوکات خاصه و انبار» اشاره می کند (ص ۵۲، ۵۵). در دوره ی قاجاریه چندین بلوک با توابع ، یک ایالت را تشکیل می داد که حکام این بلوک ها را شاه یا حاکم ایالتی تعیین می کرد. در این دوره که امور ولایات ایران به عهده ی  شاهزادگان و خانواده های قاجار بود ، فرزندان و اقوام نزدیک آن ها به حکومت ولایات کوچکتر (بلوک ) و حتی قصبات و دهات فرستاده می شدند (ورهرام ، ص ۸۲، ۸۵). پس از نهضت مشروطیت و به موجب اصل سوم متمم قانون اساسی مورخ ۱۴ ذیقعده ۱۳۲۴، «حدود مملکت ایران و ایالات و ولایات و بلوکات آن تغییرپذیر نیست ، مگر به حکم قانون » ( دایره المعارف فارسی ، ذیل «تقسیمات کشور ایران »).


به نوشته مسعود کیهان ، در ۱۳۱۱ ش ، ایران به ۲۷ قسمت تقسیم گردید که هریک دارای حاکمی بود . این حاکم ، برحسب اهمیتش ، نام های مختلف داشت ، مثلاً «حاکم » برای ولایت و «نایب الحکومه » برای بلوک (ج ۲، ص ۱۳۶ـ۱۳۷). پس از ۱۳۱۶ ش اصطلاح بلوک دیگر در تقسیمات کشوری ایران ذکر نشده است و به جای آن «بخش» به کار رفته است . جمع بلوک را بلوکات ضبط کرده اند. بعضی منابع واژه ی «دهستان » (از واحدهای تقسیمات کشوری ) را به جای واژه ی  «بلوک » به کار برده اند. مقصود از بلوک در این منابع ، چندین آبادی و ده نزدیک به یکدیگر است که مجموعاً نام خاصی داشته اند. امروزه در بعضی مناطق روستایی اصطلاح بلوک و بلوکات برای نامیدن نواحی رایج است . بله از زمان صفویه بود که بلوک بندی در ایران رایج شد.  اما معنی بلوک در دروار بیشتر به معنی عشیره ، تیره و قبیله می باشد تا ولایات چون در این صورت کل منطقه تویه دروار را باید یک بلوک در نظر گرفت.

     نیاکان ما نیز این عمل را خیلی پیشتر از صفویه و حتی حمله مغول انجام داده بودند . و هر کس به نوعی منسوب به یکی از بلوک های ذکر شده بوده و مراتع و باغات تحت تصرف خود را در این تقسیم بندی جای داده بودند . ولی اینکه چرا هشت بلوک دقیقا معلوم نیست و شاید یکی از دلایل این که زمان آب دروار چهار شبانه روز بوده است و در سند آب قدیمی (منظور پس از حمله مغول و نه سندی که در حضور حاج ملا علی سمنانی معروف به حکیم الهی تدوین شده است ) نامی از بلوک های دروار به میان نمی آید و عده ای خاص مثل محمد علی ( کلاته محمد علی کشان مشهد وی می باشد ) فرامرز درواری ، میرزا و… این سند را مهر کرده اند .

        پس به تناسب هر کس برای خود دست و پایی زد اول پسران حاجی که منسوبین به او بودند و در اشعار مورد ذکر هم نام این دو بلوک اول آمده است چرا که این را می رساند که این طایفه از بقیه قدیمی ترند و توانستند دو بلوک دروار را به خود اختصاص دهند . فرزندان پسر بزرگ بالین حاجی و فرزندان پسر کوچک پایین حاجی شدند . نشیمنگاه اینان کوچه بالا که از همین بلوک گرفته شده است تا جلوی قلعه قدیمی میانده که اکنون اثری از آن دارالاماره باقی نمانده و کوچه کرد بوده است .

پس از آن فرزند مرحوم حاج محمد جعفر که یازده پسر و یک دختر بودند به تبعیت از پدرشان نام محمد جعفری را برای خود انتخاب کردند . نشیمنگاه اصلی ایشان کوچه بالین مله و انتهای کوچه نجار بوده است ( پس از بیرون آمدن از قلعه میانده ) . فرزندان امیر نیز خود را فخران نامیدند به این دسته بعدها لوکیان اضافه شدند و از فخریان اصلی که فرزندان دایی ( محمد مهدی و اصغر ) و حاج میرزا حسین بودند کسی نمانده است و آنها جایگزین شدند این ها در قسمت هایی از بالین مله و کوچه ملک بودند . لازم به ذکر است که امیر فخریان های فعلی بیشترشان منسوبین به حاج محمد جعفر هستند .

نوبت به حاج صالح رسید و به خاطر شغلش که خیاط بود وی و تیره اش را درزی نامیدند در این دسته به خاطر کمی افراد تعداد زیادی از همسایه ها نیز جا گرفتند جایگاه اینان کوچه درزی بوده است در گت دالان و اطراف . دسته دیگر که بعدها به خاطر شغلشان آهنگر نامیده شدند از یک تیره نبوده و از دسته های متعدد تشکیل شده اند این ها جایگاه مشخصی نداشته و در اطراف واکناف جای داشته اند .

در خاتمه هم فرزندان کربلایی محمد خان و اقوام به خاطر شغلشان نجار نامیده شدند فرزندان امیر علی  و ملا رسول اول بعدها به آنها اضافه شدند . و سادات منطقه که بزرگشان میر علی اصغر آقا ،اسمعیل موسوی و… بودند در بلوک سادات جا گرفتند این بلوک جایگاه اولشان اطراف مسجد بود .

در ۱۳۰۷ که قانون جدید ثبت احوال در وزارت داخله تصویب شد داشتن نام خانوادگی نیز ضروری نمود . این زمان در دروار حاج رجبعلی سلطان پس از دعواهای زیاد بر سر قدرت و منصب دار بودولی دیگر نایب الحکومگی نداشت. برای بلوک درزی نام خانوادگی رییسیان زاده که بعضی ها مثل کربلایی ابوتراب تبعیت نکردند و درواری را برای خود انتخاب کردند . و برای بلوک فخر پس از نظر های مختلف با حاج امیرعلی و پس از رد فامیل های صفری و … امیرفخریان را انتخاب نمودند که هم نشان از امیر نیای بزرگ فخرهای اصلی و هم فخر نام بلوک دارد .

بلوک محمد جعفری نیز که بزرگش در این زمان حاج محمد طاهر بود به خاطر نسبش به حاج محمد جعفر ،اول محمد جعفری و پس از شور ملک جعفریان را انتخاب نمودند . بالین حاجی ، حاجیان نژاد را انتخاب کردند . و پایین حاجی در این امر اتحادی نداشتند عده ای حاجیان نژاد ، عده ای که مدتی بود در کسوت روحانی بودند ناصحی و عده دیگر هم منتظری انتخاب کردند . بلوک آهنگر پاشایی را برای خو دبرگزیدند . نجار که در این زمان بزرگشان شیخ عبدالرسول بود به خاطر پدر بزرگش ملا عبدالرسول ، رسولی را برگزیدند . و سادات غیر سید ها که عده ای اعتقاد دارند به حضرت عباس منسوبند میرنژاد را بر گزیدند . البته در همان زمان هم مامورین سرشماری به در خانه ها جهت اخذ آمار می رفتند و عده ای بدون اطلاع قبلی فامیل های خاص مثل تودرواری و متقی و… برای خود برگزیدند.

البته لازم به ذکر است که آب کشاورزی دروار از قدیم به همین صورت تقسیم شده بوده است. و هر باغی در روزی خاص و از آب بلوک مربوط به خود سیراب می شده و همین چرخش آب و ریزش ( ریجش اسناد قدیمی ) و تغییر کردن در روز و شب و اندازه گیری املاک و تقسیم بندی آن نشان از قدمت و هوش سرشار این مردم دارد . شاید در کمتر آبادی بتوان این وضعیت را دید که بحث ارباب رعیتی وجود نداشته و هر کس به تناسب حال از مقداری ملک و دام برای گذران زندگی برخوردار بوده و اگر کسانی در زمان هایی دارای مکنت بیشتری از مال و علم بوده اند به خاطر فعالیت بیشتر و نه زور و ظلم بوده است. و این خود نشان از این دارد که “سر و تهش یک جوره”.

با نگاهی به زندگی عامه مردم می بینیم همه در امور قدیم روستا  و آداب و سنن قدیمی سهمی دارند.

یکی میراب یکی نایب     دگر میرزا و وان کاتب / یکی ملا و وان درزی     یکی برتخت بود قاضی

آری اینجاست که می بینی زندگی بدون هیچ کوکی و بدون هیچ چرخش مکانیکی در گردش است وقتی مردمان دسته دسته با بیل های زمین کنی و با هوکاهای دم صاف با یک یا علی تا ظهر به کمک هم و کومک به کومک باغی را می کنند و می کارند و با یک یا علی چفت خوابیده ای را بر پا می کنند و خانه ای را کاه گل می مالند  و بلوک گوسفندی را از برف زمستان می رهانند و با یک اجماع متجاوزین به مراتع را می رهانند باید بگویی :

                     دسته به دسته از هم        غافل نین به یک دم     


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .