خانه > موضوعات آزاد > آموختن ازپشت پرده های اشک

آموختن ازپشت پرده های اشک

//
امکان درج نظر وجود ندارد

ادبیات عاشورایی ما ، بیشتر ذکر مصیبت است . این خوب است اما کافی نیست . بیدل در شمار نخستین شاعرانی بود که این رویه را ادامه نداد . او سرود :

کیست در این انجمن ، محرم عشق غیور؟

ما همه بی غیرتیم ، آینه در کربلاست!

پس از او دیگری چون ” عمان سامانی ” نیز تلاش های مغتنمی کرد . علی معلم دامغانی هم در عصر ما ، نگاه منحصر به فردی به این واقعه دارد . او مخاطبش را محاکمه می کند و چه عالی می سراید :

از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم

زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم

چون بیوه گان ننگ سلامت ماند برما

تاوان این خون تا قیامت ماند برما

علی معلم دامغانی تنها مخاطبش را به اشک و ماتم دعوت نمی کند . او هشدار می دهد که کوفی بودن در هر عصری ، ممکن است به وقوع کربلایی دیگر منجر شود. این مقوله ، یعنی نگریستن به این عظمت و اوج ، از منظر هشدار و اندرز و آموختن از پشت پرده های سنگین اشک، مقوله ای است که قادر است فرهنگ عاشورایی را از سطح به عمق جامعه تسری دهد . شاید امروز فهم کفر گمراهانی که برابر امام حسین (ع) تیغ کشیدند برای کودکان دبستانی هم از بدیهیات باشد. اما شک نکنید بسیاری از آن اشقیا ، قاریان و حافظان قرآن بودند و در آرزوی بهشت و مجاهدت به جنگ خون خدا آمدند و به قصد قرب به خداوند و رضایت او بر سینه نوه پیامبر نشستند ، گلویش را دریدند و تیر بر حنجره کودک شیر خوارش زدند .

سر نقل این گمراهی هولناک را ندارم اما می خواهم یادآوری کنم که حماقت چقدر شگفتی دارد و اینکه چگونه با سوء استفاده از همین شعارها و مقدسات ، جمعی قدرت طلب توانستند تعداد بسیاری از مردم را به جنگ ایمان خودشان بفرستند . لذاست که معلم به چنین مردی نهیب میزند که :

نامرد مردم، ماخدا،نامرد مردم

بی درد مردم ، ما خدا ، بی درد مردم

خدا کند که عاقبت به خیر شویم و طعمه قدرت طلبانی که مقدسات را ابزار قدرتشان می کنند نشویم. ان شالله

***

بعدالتحریر ؛ در همین ستون ، یکی دو باری از پدرم برایتان نوشته ام. چند روز پیش او در شب اول محرم سکته مغزی کرد . الآن در اتاق I.C.U  است ، جراحی شده و نیمه بیهوش . نمی دانم وقتی شما این سطور را می خوانید او چه حالی دارد ، اما می دانم که در عزاداری هایتان برایش دعا کنید.

برای پدری که فرزندانش از کودکیشان به یاد ندارند ، آب نوشیده باشد و با بغض نگفته باشد

” قربان لب تشنه ات یا ابا عبدالله “

 

——-

یادداشت های محمد حسین جعفریان ؛ شاعر ، مستند ساز و روزنامه نگار

از هر هنر یک انگشت ، همشهری جوان. شماره 338

——

پ.ن.مدیریت : آقای محمد حسین جعفریان اصالتا درواری هستند و علاقه فراوانی به موطن آبا و اجدادیشان “دروار” دارند . پدر ایشان جناب آقای حاج محمدکاظم جعفریان (ملک جعفریان)  از مردان متدین و پرهیزگار روزگار و نامدار نام مبارک ” ملا محمد کاظم ملک جعفریان ” از شخصیت های محبوب دروار معروف به “عمو آخوند” می باشند . ایشان از جمله شخصیت هایی هستند که همه ساله محرم و مخصوصا روز عاشورا در دروار حاضر می شدند و احتمام خاصی به قرائت ادعیه های منتسب به واقعه کربلا مخصوصا زیارت پر فیض عاشورا داشتند اما امسال در اولین روز محرم براثر سکته مغزی در بیمارستان بستری شدند .

از همه شما برای شفای ایشان التماس دعا داریم .


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .